برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

grieved


محزون، مغموم

واژه grieved در جمله های نمونه

1. they grieved the death of the child
آنان به عزای مرگ کودک نشستند.

2. the children's conduct grieved their mother
رفتار آن بچه‌ها مادرشان را ناراحت کرد.

معنی کلمه grieved به انگلیسی

grieved for him
• mourned him, was very sad because of him

grieved را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

دکتر عبدالهی
محزون شدند، غمگین شدند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی grieved

کلمه : grieved
املای فارسی : گرود
اشتباه تایپی : لقهثرثی
عکس grieved : در گوگل

آیا معنی grieved مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )