برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1728 100 1
شبکه مترجمین ایران

grassy

/ˈɡræsi/ /ˈɡrɑːsi/

معنی: علف مانند، پوشیده از چمن
معانی دیگر: سبز، علف رنگ، علفی، ساخته شده از علف، پوشیده از علف، واسی، علفدار

بررسی کلمه grassy

صفت ( adjective )
حالات: grassier, grassiest
مشتقات: grassiness (n.)
(1) تعریف: covered with grass.

(2) تعریف: resembling grass, as in color, form, or texture.

واژه grassy در جمله های نمونه

1. a grassy knoll
پشته‌ی پوشیده از چمن

2. the grassy hills of kurdestan
تپه‌های پوشیده از سبزه‌ی کردستان

3. We slid down the grassy slope.
[ترجمه ترگمان]از سراشیبی چمن پایین آمدیم
[ترجمه گوگل]ما پایین پایین شیب چمنی افتادیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Dirt bike trails crisscrossed the grassy furrows.
[ترجمه ترگمان]دوچرخه کثیفی از شیارهای پوشیده از چمن عبور می‌کرد
[ترجمه گوگل]مسیرهای دوچرخه سواری خالی از چاله ها عبور می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Above the treeline take a grassy path leading steeply towards the summit.
[ترجمه ترگمان]بر فراز the، یک کوره راه پوشیده از چمن که با شیب تندی به سمت قله حرکت می‌کند، حرکت می‌کند
[ترجمه گوگل]بالای حیاط خلوت یک مسیر علفی را به سمت اجلاس سرازیر می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They are lying on a grassy lawn.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف grassy

علف مانند (صفت)
gramineous , grasslike , grassy
پوشیده از چمن (صفت)
grassy

معنی کلمه grassy به انگلیسی

grassy
• of grass; covered in grass; resembling grass
• a grassy area of land is covered in grass.

grassy را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهره
سرسبز
موناسياح
علفي
علف مانند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی grassy

کلمه : grassy
املای فارسی : گرسی
اشتباه تایپی : لقشسسغ
عکس grassy : در گوگل

آیا معنی grassy مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )