برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1583 100 1
شبکه مترجمین ایران

grad

/ˈɡræd/ /ˈɡræd/

مخفف: فارغ التحصیل، آموخته، دانش آموخته

بررسی کلمه grad

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) someone who has graduated from a school; graduate.
مشابه: graduate

واژه grad در جمله های نمونه

1. He has thrived professionally and persuaded a Princeton grad to marry him.
[ترجمه ترگمان]او به صورت حرفه‌ای شکوفا شد و یک فارغ‌التحصیل پرینستون را متقاعد کرد که با او ازدواج کند
[ترجمه گوگل]او حرفه ای بوده است و متقاعد شده است پرینستون grad به ازدواج با او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Boone -- like Ted Williams, a Hoover High grad -- is less likely to make such a mistake, however.
[ترجمه ترگمان]بون - - مانند تد ویلیامز که فارغ‌التحصیل دبیرستان هوور است - - احتمال کمتری دارد که چنین اشتباهی مرتکب شود
[ترجمه گوگل]بون - مانند تد ویلیامز، یک درجه هوور بالا - به احتمال زیاد چنین اشتباهی را ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The 38-year-old Berkeley grad may hold the keys to the engine.
[ترجمه ترگمان]این فارغ‌التحصیل ۳۸ ساله برکلی، ممکن است کلیدهای موتور را نگه دارد
[ترجمه گوگل]مارس 38 ساله برکلی می تواند کلیدهای موتور داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. About five years later, I was in grad school in upstate New York.
[ترجمه ترگمان]حدود ۵ سال ...

معنی grad در دیکشنری تخصصی

grad
[عمران و معماری] گراد
[ریاضیات] یک صدم زاویه ی قائمه، گراد
[زمین شناسی] تیر پی

معنی کلمه grad به انگلیسی

grad
• one who has graduated from a college or university (slang)

grad را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی grad

کلمه : grad
املای فارسی : گراد
اشتباه تایپی : لقشی
عکس grad : در گوگل

آیا معنی grad مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )