برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1467 100 1

go along

/ˈɡoʊəˈlɔːŋ/ /ɡəʊəˈlɒŋ/

معنی: موافقت کردن، همراهی کردن، موافق بودن، همراه رفتن
معانی دیگر: 1- ادامه دادن 2- موافقت کردن با، همکاری کردن 3- همراه رفتن با

واژه go along در جمله های نمونه

1. We'll make it up as we go along.
[ترجمه ترگمان]همان طور که پیش می‌رویم آن را درست می‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما آن را به هم می ریزیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Whatever the majority decided I was prepared to go along with.
[ترجمه ترگمان]اکثریت تصمیم گرفتند که من برای همراهی با آن‌ها آماده باشم
[ترجمه گوگل]اکثریت تصمیم گرفتم که آماده باشم همراه با آن باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I refused to go along with their pathetic charade.
[ترجمه ترگمان] من قبول نکردم که با این بازی رقت‌انگیز اونا ادامه بدم
[ترجمه گوگل]من موافقت كردم همراه با شكوه تلخي خودم بروم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I might go along to the party later.
[ترجمه ترگمان] ممکنه بعدا به مهمونی برم
[ترجمه گوگل]بعدا می توانم به حزب بروم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف go along

موافقت کردن (فعل)
accede , acquiesce , consent , assent , agree , comply , approbate , accept , accord , go along , yea , conform , approve , come along , concur , homologate
همراهی کردن (فعل)
accompany , squire , go along , companion
موافق بودن (فعل)
consent , agree , go along , string along
همراه رفتن (فعل)
go along , convoy

معنی کلمه go along به انگلیسی

go along
• continue, proceed; cooperate; follow, tag along

go along را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امید
هم نظر ، هم عقیده
A.A
۱- سازش داشتن
۲-جور بودن
۳- کنار آمدن
Zarymeidany
موافقت کردن
راه آمدن
همراهی کردن
کیوان نیک نژاد
هم نظر بودن، موافقت با یک شخص یا ایده، حمایت از یک نظر و ایده..

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی go along
کلمه : go along
املای فارسی : گو الونگ
اشتباه تایپی : لخ شمخدل
عکس go along : در گوگل

آیا معنی go along مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران