برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1397 100 1

go against


مخالفت کردن با، اقدام کردن بر علیه

واژه go against در جمله های نمونه

1. Changes are being made here which go against my principles and I cannot agree with them.
[ترجمه ترگمان]تغییراتی در اینجا اعمال می‌شوند که بر خلاف اصول من عمل می‌کنند و من نمی‌توانم با آن‌ها موافقت کنم
[ترجمه گوگل]تغییرات در اینجا انجام می شود که بر خلاف اصول من هستند و من نمی توانم با آنها موافق باشم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Teenagers often go against the stream.
[ترجمه ترگمان]نوجوانان اغلب مخالف جریان هستند
[ترجمه گوگل]نوجوانان اغلب در مقابل جریان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He hasn't the courage to go against the stream of public opinion.
[ترجمه ترگمان]او جرات رفتن به جریان افکار عمومی را ندارد
[ترجمه گوگل]او شجاعت در برابر جریان افکار عمومی را ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This misbehaviour will certainly go against his chances of promotion.
[ترجمه ترگمان]این سو رفتار قطعا به احتمال ترفیع او ادامه خواهد داد
[ترجمه گوگل]این سوء رفتار مطمئنا بر خلاف شانس ارتقاء او خواهد بود
...

معنی کلمه go against به انگلیسی

go against
• oppose, resist

go against را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محدثه فرومدی
مخالف بودن با
Naddiiaaa
Go against =disobey =violate
مخالفت کردن ،شکستن فرمان،سرپیچی کردن
He goes against my rules
او از دستور من سرپیچی کرد ،،او با دستور من مخالفت کرد
غزال سرخ
برخلاف چیزی بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی go against
کلمه : go against
املای فارسی : گو اگینست
اشتباه تایپی : لخ شلشهدسف
عکس go against : در گوگل

آیا معنی go against مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )