برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1651 100 1
شبکه مترجمین ایران

glut

/ˈɡlət/ /ɡlʌt/

معنی: پر خوری، پری، اشباع، عرضه بیش از تقاضا، زیادی خون، اشباع کردن، اشباء کردن، پر خوردن، با حرص و ولع خوردن، پر کردن، سیر کردن
معانی دیگر: (اقتصاد) بازار را از محصولی اشباع کردن، عرضه را از تقاضا بیشتر کردن، پر خوری کردن، زیاده روی کردن، شکم چرانی کردن، تا خرخره خوردن

بررسی کلمه glut

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: gluts, glutting, glutted
(1) تعریف: to supply (a market) with much more of a particular article than there is demand for.
مترادف: flood, oversupply, saturate
مشابه: clog, deluge, inundate, surfeit

- The market was glutted with videocassette recorders.
[ترجمه ترگمان] این بازار با دستگاه‌های ثبت videocassette اشباع شده‌بود
[ترجمه گوگل] بازار با ضبط کننده های ویدئویی ضبط شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to fill with an excess, esp. of food.
مترادف: gorge, overindulge, sate, satiate, surfeit
مشابه: cloy, cram, devour, engorge, fill, gormandize, guzzle, oversupply, stuff

- He glutted himself at the holiday feast.
[ترجمه ترگمان] او خود را در جشن کریسمس خفه کرد
[ترجمه گوگل] او در جشن تعطیلات خود را تحسین کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to indulge in something, esp. food, to an excessive degree.
مترادف: gorge, overindulge
متضاد: stint
مشابه: binge, cram, fi ...

واژه glut در جمله های نمونه

1. There's a glut of agricultural products in Western Europe.
[ترجمه ترگمان]در اروپای غربی، وفور محصولات کشاورزی وجود دارد
[ترجمه گوگل]از محصولات کشاورزی در غرب اروپا وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The glut of coffee led to a sharp drop in prices.
[ترجمه ترگمان]وفور قهوه باعث افت شدید قیمت شد
[ترجمه گوگل]قلیان قهوه منجر به افت شدید قیمت ها شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The current glut of graduates means that many of them will not be able to find jobs.
[ترجمه ترگمان]وفور فعلی فارغ التحصیلان به این معنی است که بسیاری از آن‌ها قادر به یافتن شغل نخواهند بود
[ترجمه گوگل]پرخاشگری فعلی فارغ التحصیلان بدان معنی است که بسیاری از آنها قادر به پیدا کردن شغل نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A glut of bonds on the market pushed prices down.
[ترجمه ترگمان]اشباع اوراق‌قرضه در بازار قیمت‌ها را پایین آورد
[ترجمه گوگل]پر از اوراق قرضه در بازار قیمت ها را کاهش داد
[ترجمه شما] ...

مترادف glut

پر خوری (اسم)
gorge , avidity , esurience , gastronomy , edacity , glut , polyphagia
پری (اسم)
full , repletion , glut , fullness , elf , fairy , day before yesterday , peri , pixie , suffusion , fay , pixy
اشباع (اسم)
imbibition , glut , satiation , suffusion , impregnation , saturation
عرضه بیش از تقاضا (اسم)
glut
زیادی خون (اسم)
glut
اشباع کردن (فعل)
steep , imbibe , imbrue , glut , ingraft , impregnate , imbue , indoctrinate , saturate , inundate , suffuse
اشباء کردن (فعل)
glut
پر خوردن (فعل)
gorge , glut , surfeit , overeat , gormandize
با حرص و ولع خوردن (فعل)
gorge , glut , guttle
پر کردن (فعل)
stop , fill , stuff , heap , load , glut , poison , infect , stud , deplume , fill in , stow , plenish , thwack , suffuse
سیر کردن (فعل)
satiate , feed , fill , go , move , travel , walk , tour , sate , glut , rotate , revolve , cloy , roam , give to eat , saturate

معنی کلمه glut به انگلیسی

glut
• abundance, full amount; excessive supply, excessive quantity, overabundance
• inundate, fill to overflowing; stuff; overeat; feed to excess
• if there is a glut of something such as goods or raw materials, there is so much of it that it cannot all be sold or used.
glut one's appetite
• gorge oneself, stuff oneself
glut the market
• flood the market

glut را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Farhood
✔️(اقتصاد) بازار را از محصولی اشباع کردن،
عرضه را از تقاضا بیشتر کردن

A majority of oil market analysts argue that a JCPOA success could destabilize oil and gas markets, increase price volatility, and even see a return of the pre-COVID oil gluts

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی glut

کلمه : glut
املای فارسی : گلوت
اشتباه تایپی : لمعف
عکس glut : در گوگل

آیا معنی glut مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )