برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

get out

/gɛt aʊt/ /gɛt aʊt/

1- بیرون رفتن، خارج شدن 2- رفتن، عزیمت کردن 3- بیرون آوردن، در آوردن 4- افشا شدن 5- منتشر شدن یا کردن، اعلام شدن یاکردن

بررسی کلمه get out

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to leave or be let out (often followed by of).

- We got out of school late today.
[ترجمه سوگل] ما امروز مدرسه را دیر ترک کردیم(دیرتر از مدرسه آمدیم)
|
[ترجمه ترگمان] امروز از مدرسه اومدیم بیرون
[ترجمه گوگل] ما امروز مدرسه را ترک کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to become known.

- She hoped the secret wouldn't get out.
[ترجمه mahsa] او امیدوار بود راز فاش نشود.
|
[ترجمه م.باقریان] او امیدوار بود راز فاش نخواهد شد|
...

واژه get out در جمله های نمونه

1. all get-out
(عامیانه) بسیار بسیار،خیلی زیاد

2. big as all get-out
بسیار گنده

3. If you can't stand the heat get out of the kitchen.
[ترجمه mahsa] اگر نمیتوانی گرما را تحمل کنی، از آشپزخانه برو بیرون.
|
[ترجمه ㅉ혀ㅡ] اگر نمیتوانید گرما را تحمل کنید از آشپزخانه بیرون بیایید
|
[ترجمه ترگمان]اگر طاقت تحمل گرما را نداری از آشپزخانه بیرون بیا
[ترجمه گوگل]اگر نمیتوانید گرما را از آشپزخانه بیرون بیاورید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Get out of my way or I'll ride you down!
[ترجمه saeed] از سر راه من برو کنار یا اینکه از روی تو رد می شوم.|
...

معنی عبارات مرتبط با get out به فارسی

از زیر بار قرض درآمدن
از زیر بار قرض بیرون امدن
(عامیانه) بسیار بسیار، خیلی زیاد
(عامیانه) تا نهایت درجه ی ممکن، قابل تصور، فوق العاده

معنی کلمه get out به انگلیسی

get out
• exit, leave, go outside
get out of here
• (slang) you are lying (expression of disbelief); get out of my sight!
get out of my face!
• go away!, be gone!, get out of here!, get out of my sight
get out of my sight!
• go away!, be gone!, get out of here!, get out of my face!
get out on bail
• be released from prison prior to a hearing in return for financial collateral

get out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهدی اکبرزاده
شانه خالی کردن
Joe said he felt ill,but he was just trying to get out of doing the housework
حسام مهدوی
از زبان کسی حرف کشیدن
محمد خورانی
Get out of my way
از سر راهم برید کنار
Atena
(اصطلاح) نه بابا ,شوخی میکنی .مثال :فکر کنید دونفر تو اتوبوس یاقطار باهم تازه اشنا شدن و حرف میزنن:
- How far are you going
-rockville center
-get out! me too
نرگس مالايي
برو بيرون
محدثه ناطقي
برو بيرون
شکیلا سروری
Get out of something
از زیرش در رفتن، شانه خالی کردن از چیزی
Mahdieh
برو بیرون
Elly
از چیزی سود و بهره بردن
Get sth out of sth
امیر حسین
یک اصطلاح به معنی برو بیرون، برو گمشو، یا پیاده شو!
حسن امامی
فرار کردن - مترادف escape
مثال the prisoners get out through the window زندانی ها از پنجزه فرار کردند
فرزاد ک پ
1. To remove or extract something from some one, place or thing.خارج کردن یا بیرون آوردن چیزی از کسی یا جایی یا چیزی.
2. To depart, flee or escape. ترک کردن و در رفتن و فرار کردن.
3. To cause someone or something to depart, flee, or escape.باعث ترک کردن یا در رفتن یا فراری دادن کسی یا چیزی.
4. To speak, sing, or otherwise verbalize something, often when doing so is difficult. In this usage, a noun or pronoun can be used between "get" and "out."
5. To be revealed. فاش شده.
6. To reveal something. فاش شدن یا آشکار شدن یا ظاهر شدن چیزی.
7. To produce, create, or publish something.تولید یا خلق کردن یا انتشار.
In this usage, a noun or pronoun can be used between "get" and "out."
*_*
Get out:
(LEAVE)
B1�to�leave�a�closed�vehicle,building, etc.:

I'll get out when you �stop� at the �traffic� lights.

More examples

Hold the� door� open �so that I can get out.
Do you� want �to get out?
The �driver �stopped �the� car �at the� side �of
the� road �and got out.
I �banged� my�head�as I was getting out of the �car.



(VISIT PLACES)
�to go out to different �places , spend �time� with� people, and �enjoy yourself:

We don't get out much since we had the� children.




BECOME KNOWN)
If �news �or �information �gets out , people �hear �about it� although someone is� trying �to�ke ep�it�secret:


I don't �want� it to get out that
I'm �leaving before I've had
a�chance�to�tell� Anthony.

(get out!)

us �informal�(uk�old-fashioned�get away (with you)!)



said when you do not� believe� or� agree with what someone is saying:

"Ralph�painted�that, you�know." "Get out!"

*_*
معنی get outبه هیچ وجه escapeیا فرار کردن نیست و من فکر کنم اقای حسن امامی به اشتباه از روی اون جمله این معنی رو به این کلمه دادن...
معنی این کلمه در این جملهleave یعنی بیرون رفتن است
The prisoners get out through the� window:
یعنی زندانی ها از پنجره بیرون رفته اند!!!
محدثه فرومدی
آشکارسازی، بیرون‌ریزی، برون‌ریزی
Nikan
Get out of my sight از جلوی چشم گم شو
مصطفی
در حالت عامیانه یعنی "گم شو"
مهسا
برخواستن
بهزاد همایی
برداشتن
get that out of my way
Mehrnaz
افشا شدن ، درز پیدا کردن
علی یوسفی زاده
(عامیانه) نه بابا ، برو بابا
Sotan
گمشو
مترادف drop dead
مهدی صالحی
(Produce sth(longman dictionary
We're hoping to get the new catalogue out next week.
محمد علی کریمی
به دست آوردن،کسب کردن،حاصل نمودن
ناشناس
برو بیرون
پیمان بهاری
گمشو
برو بیرون
بعضی وقتا معنی : نگو . نبابا هم میده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی get out

کلمه : get out
املای فارسی : گات آوت
اشتباه تایپی : لثف خعف
عکس get out : در گوگل

آیا معنی get out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )