برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1475 100 1

germ

/ˈdʒɜːrm/ /dʒɜːm/

معنی: جنین، ریشه، اصل، میکرب
معانی دیگر: جرم، میکروب، موجودات ذره بینی (مثل باکتری ها)، یاخته، زیواچه، تخم، جوانه، جوهر، گیاهک، منشا، مبدا، سرآغاز، سلول، منشاء

بررسی کلمه germ

اسم ( noun )
(1) تعریف: a microscopic organism, esp. a bacterium or virus that causes illness.
مترادف: bug, microbe, microorganism
مشابه: bacillus, bacterium, virus

(2) تعریف: a rudimentary biological part, such as a bud, seed, or embryo, that gives rise to further growth or development.
مترادف: bud, embryo, offshoot, seed, spore, sprout
مشابه: rudiment

(3) تعریف: anything rudimentary that is capable of growth or development.
مترادف: beginning, birth, commencement, creation, dawn, embryo, inception, origin, rise, seed, start
مشابه: opening, outset, root

- the germ of an idea
[ترجمه ترگمان] نمی‌دانم که این اندیشه از کجا سرچشمه می‌گیرد
[ترجمه گوگل] جوانه ای از ایده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه germ در جمله های نمونه

1. germ cell
یاخته‌ی زایشی

2. the germ of this idea
صورت اولیه‌ی این عقیده،نطفه‌ی این اندیشه

3. wheat germ
تخم جوانه زده‌ی گندم

4. Honesty is the germ from which all growth of nobleness proceeds.
[ترجمه ترگمان]درستی و راستی نطفه آن است که همه رشد و رشد این تمدن را در بر می‌گیرد
[ترجمه گوگل]صداقت، جوانه ای است که همه رشد نجیب می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The germ of a story began to form in his mind.
[ترجمه ترگمان]این داستان در ذهنش شکل گرفت
[ترجمه گوگل]ذهن داستان در ذهنش شکل گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I have the germ of an idea.
[ترجمه ترگمان]من از این فکر بیرون آمده‌ام
[ترجمه گوگل]من جوانه یک ایده دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The germ of his idea came from watching a bird make a nest.
...

مترادف germ

جنین (اسم)
afterbirth , fetus , embryo , germ , chrysalis , foetus
ریشه (اسم)
base , stub , germ , ammonium , root , stem , radical , pedigree , background , genesis , theme , germination , stump
اصل (اسم)
point , quintessence , inception , principle , real , maxim , axiom , germ , origin , root , stem , radical , element , strain , authorship , provenance , fatherhood , paternity , mother , motif , principium , rootstock
میکرب (اسم)
germ , microbe

معنی عبارات مرتبط با germ به فارسی

سلول تخم، سلول مولد، سلول زایا، یاخته ی زایشی، سلول نطفه
(رویان شناسی - هر یک از سه لایه ی سلول های جنین یا رویان یعنی برون پوست، میان پوست و درون پوست که اعضای مختلف بدن جانداران از آنها منشا می گیرد) رویان لایه، لایه ی زایشی، یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
سلول های زایا (به ویژه سلول هایی که عامل وراثت هستند)، زایا یاخته، پروتوپلاسم زایشی، دشته ی زایشی، قسمت قابل توارک نطفه قسمت قابل توارک نطفه
(اعتقاد به اینکه بیماری ها توسط میکروب ها و سایر موجودات ذره بینی سرایت می کنند) نظریه ی میکروبی، نگره ی زیواچه ای
جنگ میکروبی
آرد مغز گندم، آفروشه، گیاهک گندم، جنین گندم، گیاهک گندم که هنگام اسیاب کردن جدا میشود

معنی germ در دیکشنری تخصصی

germ
[بهداشت] زایژه - جرم
[صنایع غذایی] حامل میکروب : فردی که بدون نشان دادن علائم بیماری به طور دائم میکروب را در خود نگه دارد
[علوم دامی] سلولهای که در تولید مثل دخالت می کنند .
[صنایع غذایی] آرد جوانه دار : آردی که جوانه پخته شده به آن اضافه کرده اند

معنی کلمه germ به انگلیسی

germ
• microbe, microorganism (especially one which causes disease); sprout, bud; beginning stage in development; origin, starting point
• sprout, germinate
• a germ is a very small organism that causes disease.
• the germ of something such as an idea or plan is the beginning of it which may develop or become more important.
germ carrier
• organism which carries germs
germ warfare
• germ warfare is the use of bombs which contain harmful germs by an army in order to cause disease in enemy troops or to destroy crops that they might use as food.
in germ
• in the early stages of development
weakened germ
• microbe which is weakened by the use of acids and is used for vaccinations
wheat germ
• nucleus of the wheat kernel ground finely and used in foods as concentrated source of vitamins

germ را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nafas rad
میکروب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی germ
کلمه : germ
املای فارسی : گرم
اشتباه تایپی : لثقئ
عکس germ : در گوگل

آیا معنی germ مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران