برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1465 100 1

geopolitical

/ˌdʒiːoʊˈpɒlətɪks/ /ˌdʒiːəʊˈpɒlətɪks/

معنی: وابسته به جغرافیای سیاسی

واژه geopolitical در جمله های نمونه

1. This new global communication net breaks through all geopolitical barriers.
[ترجمه ترگمان]این شبکه ارتباطی جهانی جدید از همه موانع ژئوپلیتیکی درهم می‌شکند
[ترجمه گوگل]این شبکه جهانی ارتباطات جدید از طریق تمام موانع ژئوپلیتیک شکست می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The confrontation is a geopolitical law of history, also is the longest topic that pierces through the world history. It bases on the sea power theory of Mahan and the land power theory of Mackinder.
[ترجمه ترگمان]این رویارویی، یک قانون ژئوپلیتیکی تاریخ است و طولانی‌ترین موضوعی است که تاریخ جهان را سوراخ می‌کند این تئوری بر روی نظریه قدرت دریایی of و نظریه قدرت سرزمین of استوار است
[ترجمه گوگل]تقابل یک قانون ژئوپولیتیک تاریخ است و همچنین طولانی ترین موضوعی است که از طریق تاریخ جهان از بین رفته است این بر اساس نظریه قدرت دریایی ماهان و نظریه قدرت زمین مکیندر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They were not called upon to develop a geopolitical design.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها خواستار توسعه یک طرح ژئوپلیتیکی نشدند
[ترجمه گوگل]آنها برای توسعه یک طرح ژئوپلیتیک دعوت نشدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف geopolitical

وابسته به جغرافیای سیاسی (صفت)
geopolitical

معنی کلمه geopolitical به انگلیسی

geopolitical
• belonging to geopolitics (based on the reciprocal relationships between geography economics and politics)
• geopolitical means relating to or concerned with geopolitics.

geopolitical را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ali Shahedi
وابسته به جغرافیای سیاسی, سیاسی-جغرافیایی
مهدی کائینی
جغراسیاسی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی geopolitical
کلمه : geopolitical
املای فارسی : گئوپلیتیکل
اشتباه تایپی : لثخحخمهفهزشم
عکس geopolitical : در گوگل

آیا معنی geopolitical مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران