برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1412 100 1

geo


پیشوند:، زمینی، وابسته به کره ی زمین [geocentric]

بررسی کلمه geo

پیشوند ( prefix )
• : تعریف: earth.

- geography
[ترجمه ترگمان] جغرافیا
[ترجمه گوگل] جغرافیا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- geology
[ترجمه ترگمان] زمین‌شناسی
[ترجمه گوگل] زمين شناسي
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی geo در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] ژیو ، پیشوندی به معنای زمین
[زمین شناسی] زمین درز
[برق و الکترونیک] georef grid-شبکه ی مرجع جغرافیایی ؛ شبکه ی ژئوریف سیستم شبکه ای مورد استفاده در نمودارهای هوانوردی نیروی هوایی آمریکا که می تواند موقعیت هر نقطه یا منطقه از جهان را مشخص کند. نموار جهانی به 24 نوار موازی شمال - جنوب به پهنای 15 درجه و با نامگذاری ای A تاZ ( او و آی حذف شده اند ) که از نصف النهار 180 ام شروع می شوند و نیز 12 نوار شرق - غرب به پهنای 15 درجه و با نامگذاری A تا M( آی حذف شده است ) و با شروع از قطب جنوب تقسیم شده است . هر چهار ضلعی نیز خود به 15 واحد شرقی و 15 واحد شمالی با نامگذاری از A تا Q ( با حذف آی و او ) تقسیم شده است . هر چهار ضلعی 1 درجه ای نیز به 60 واحد دقیقه با شماره گذاری عددی تقسیم می شود. به همین ترتیب می توان واحدهای دقیقه را به بخشهای دهدهی تقسیم کرد.

معنی کلمه geo به انگلیسی

geo
• earth

geo را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کورش صالحی کهیش
زئو (geo) پیشوندی است برای وابستگی به زمین و موقعیت جغرافیایی (آب و هوا ، فضای سبز ، خشکی ها دریا ها و رودخانه ها ، کویرها ، کوهها ، منابع زمینی و زیر زمینی ، موقعیت مکانی (طول و عرض جغرافیایی)و جمعیت ساکن در آن
مثلاً :
geopolitical(ژئوپلیتیک) :صفت است بمعنی (Adjective) وابسته به جغرافیای سیاسی
ژئوپلیتیک یا جغرافیای سیاسی ، بررسی تأثیر عوامل جغرافیایی بر رفتار دولت‌ها است. این که چگونه موقعیت مکانی، اقلیم، منابع طبیعی، جمعیت و یک تکه زمینی که یک دولت روی آن قرار گرفته‌است، گزینه‌های سیاست خارجی دولت و جایگاه آن را در سلسله مراتب دولت‌ها تعیین می‌کند.
شهریار آریابد
این پیشوند در زبان پارسی " زام " به معنای زمین است ، مانند: زامیاد به معنای یادگار زمین و نام فرشته نگهبان زمین در آیین مزدیسنا می باشد.
زامنگاری = ژئوگرافی= جغرافیا
زمین گرمایی = ژئوترمیک
زمین شناسی = ژئولوژی
ایرزاد
geo
این نام ایرانوویچی نام باستان اِسپِهان ( اصفهان) یا اِسپِگان/ اِسپِکان : جِی به مینه زمین و سَرزمین است.
ریشه این واژه به گاو ، گیو ، گیاه ،گای( گاییدن) همه به مینه : زندگی ، نیرو بازمی گردد.
در زبان انگلیسی می توان gay , gey را مِسال( مثال) زد.
پولی
جولی
جودی
ژولی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی geo
کلمه : geo
املای فارسی : ژئو
اشتباه تایپی : لثخ
عکس geo : در گوگل

آیا معنی geo مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )