برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1619 100 1
شبکه مترجمین ایران

generalisation

واژه generalisation در جمله های نمونه

1. It is unwise to be hasty in generalisation.
[ترجمه ترگمان]عجولانه بودن کار عاقلانه‌ای نیست
[ترجمه گوگل]این غیرمعمول است که در تعاریف شتابزده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There are, happily, notable exceptions to this generalisation.
[ترجمه ترگمان]با خوشحالی، استثنائات برجسته‌ای در این generalisation وجود دارد
[ترجمه گوگل]خوشبختانه استثنائی قابل توجه برای این تعمیم وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. One useful strategy in language learning is generalisation, but it is most noticeable when it exists as over-generalisation.
[ترجمه ترگمان]یک استراتژی مفید در یادگیری زبان generalisation است، اما در زمانی که بیش از حد generalisation وجود دارد، بسیار قابل‌توجه است
[ترجمه گوگل]یک استراتژی مفید در یادگیری زبان تعمیم است، اما زمانی که آن را به عنوان تعمیم بیش از حد وجود دارد، قابل توجه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This generalisation, however, masks the fact that there are considerable variations from country to country in each of these regions.
...

معنی کلمه generalisation به انگلیسی

generalisation
• act of generalizing; general statement or conclusion; (psychology) act of reacting to a new stimulus as to a similar stimulus (also generalization)

generalisation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

طاها تمسکی
عمومیت دادن،عمومیت
پوریا ف
تعمیم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی generalisation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )