برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1728 100 1
شبکه مترجمین ایران

gender

/ˈdʒendər/ /ˈdʒendə/

معنی: قسم، نوع، جنس، تذکیر و تانیی
معانی دیگر: (عامیانه) مرد یا زن بودن، مردی یا زنی، مذکر یا مونث بودن، (دستور زبان) جنس، جنسیت، تذکیر و تانیث (در انگلیسی جنسیت توسط ضمیر سوم شخص مفرد: he و she و it بیان می شود و برخی از اسم ها نیز جنسیت را بیان می کنند مثلا: lioness ولی به طور کلی در انگلیسی برخلاف آلمانی و فرانسه جنسیت رکن اساسی گرامر نیست)، (متون قدیمی) تولید کردن، (بچه) پس انداختن، به وجود آوردن (رجوع شود به: engender)، تذکیر و تانیک

بررسی کلمه gender

اسم ( noun )
(1) تعریف: the sex of a person or animal.
مشابه: sex

- People of both genders, male and female, enjoy horseback riding.
[ترجمه F] Gender
|
[ترجمه ترگمان] مردم هر دو جنس، مرد و زن، از اسب‌سواری لذت می‌برند
[ترجمه گوگل] افراد هر دو جنس، مرد و زن، لذت بردن از اسب سواری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The hiring guidelines are designed to reduce discrimination based on gender.
[ترجمه ترگمان] دستورالعمل‌های استخدام برای کاهش تبعیض براساس جنسیت طراحی شده‌اند
[ترجمه گوگل] دستورالعمل های استخدام برای کاهش تبعیض بر اساس جنسیت طراحی شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a system in many languages in which nouns fall into two or more groups, such as masculine, feminine, or neuter, the members of each group sharing grammatical features such as inflections and pronoun equivalents.

...

واژه gender در جمله های نمونه

1. the female gender
جنس زن

2. the masculine gender
جنس مذکر

3. descrimination on the basis of gender is not fair
تبعیض به خاطر مرد یا زن بودن منصفانه نیست.

4. the word "child" is of common gender
واژه‌ی ((کودک)) هم به مذکر و هم به مونث اتلاق می‌شود.

5. discrimination on the basis of race or religion or gender is against the law
تبعیض بر مبنای نژاد یا مذهب یا جنسیت خلاف قانون است.

6. to discriminate on the basis of race, religion, or gender
برپایه‌ی نژاد یا مذهب یا جنسیت تبعیض قائل شدن

7. She examines the interplay between changing gender divisions and urban change.
[ترجمه ترگمان]او عمل متقابل بین تغییر بخش‌های جنسیتی و تغییر شهری را بررسی می‌کند
[ترجمه گوگل]او در تعامل بین تغییر تقسیمات جنسیتی و تغییرات شهری بررسی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Does this test show the gender of the baby?
[ترجمه ترگمان]آیا این آزمایش جنسیت نوزاد را نشان می‌دهد؟
[ترجمه گوگل]آیا این آزمون جنسیت کودک را نشان می دهد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

مترادف gender

قسم (اسم)
persuasion , sort , manner , adjuration , kind , type , species , genre , gender , genus , speckle
نوع (اسم)
breed , persuasion , order , quality , nature , suit , sort , manner , kind , type , stamp , brand , method , class , species , genre , gender , genus , ilk , kidney , variety , speckle
جنس (اسم)
breed , material , substance , stuff , kind , stamp , brand , mettle , commodity , ware , genre , gender , genus
تذکیر و تانیی (اسم)
gender

معنی عبارات مرتبط با gender به فارسی

ویژه ی مرد یا زن، مختص به جنس بخصوصی
شجره نامه، سلسه دودمان، نسب نامه
جنس مشترک
مونک، جنس مونک
مذکر، جنس مذکر
جنس بیجان، خنثی

معنی کلمه gender به انگلیسی

gender
• sex of a person or animal; (grammar) system in some languages in which nouns are separated into two or more groups (i.e. masculine, female, neuter); such a group of nouns; state of being male or female in regard to social or cultural differences
• a person's gender is their characteristic of being male or female.
• in the grammar of some languages, gender is used to refer to the classification of nouns as masculine, feminine, and neuter.
gender gap
• lack of communication or understanding between men and women; difference in behavior or action between men and women
gender identity
• sexual identity, sex of a person, feminine perception or masculine perception
gender justice
• equal treatment of the sexes
common gender
• class of nouns which change gender according to meaning (grammar)
feminine gender
• female form of a word (grammar)
genitive gender
• showing possession (grammar)
masculine gender
• (grammar) special endings or word forms used to indicate a male gender
neuter gender
• grammatical form which is neither feminine nor masculine
sex gender
• sex of a person or animal (male or female)

gender را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mohi
جنسیت
یادگاری
دو جنس مانند زن و مرد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی gender

کلمه : gender
املای فارسی : گندر
اشتباه تایپی : لثدیثق
عکس gender : در گوگل

آیا معنی gender مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )