برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1359 100 1

gauging


معنی: پیمایش
معانی دیگر: معمارى : اندازه گیرى علوم هوایى : اندازه گیرى

مترادف gauging

پیمایش (اسم)
calibration , gauging , scaling , mensuration

معنی عبارات مرتبط با gauging به فارسی

میل سنجش میلی است که ماموررسومات برای اندازه گرفتن عمق نوشاب

معنی gauging در دیکشنری تخصصی

gauging
[عمران و معماری] اندازه گیری
[ریاضیات] شیارزنی، شابلون گیری، اندازه گیری
[عمران و معماری] ورق اندازه گیری
[عمران و معماری] ایستگاه اندازه گیری
[زمین شناسی] ایستگاه اندازه گیری
[آب و خاک] ایستگاه اندازه گیری
[زمین شناسی] سنجش شیمیایی جریان نوعی روش جریان سنجی که در آن سرعت جریان بوسیله وارد ساختن یک ماده شیمیایی با درجه اشباع شناخته شده به درون جریان، و لمس تعیین مقدار رقیق شدگی، اندازه گیری می شود.
[عمران و معماری] اندازه گیری آب رودخانه
[عمران و معماری] اندازه گیری رودخانه
[زمین شناسی] اندازه گیری آب رودخانه
[آب و خاک] اندازه گیری آب رودخانه

gauging را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس محمدی
مورد ارزیابی قرار گرفتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

توضیحات دیگر

معنی gauging
کلمه : gauging
املای فارسی : گاوگینگ
اشتباه تایپی : لشعلهدل
عکس gauging : در گوگل

آیا معنی gauging مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )