برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

gasket

/ˈɡæskət/ /ˈɡæskɪt/

معنی: لایی، درزبند، واشر چرمی، بادبان بند، شراع بند
معانی دیگر: (در لوله کشی آب و گاز و غیره - لایه ی چرمی یا فلزی یا لاستیکی که در پیوندگاه یا زانویی قرار می دهند تا از تراوش آب و گاز جلوگیری کند) درزگیر، واشر، پولک، (کشتیرانی) نوار کرباسی یا طناب برای بستن بادبان بسته به دکل کشتی، بند بادبان، زاماسکه (زاموسقه یا خمیر که برای درزگیری لولا و زانویی به کار می رود)، خمیر درزگیری، درزگرفتن، لایی گذاشتن

بررسی کلمه gasket

اسم ( noun )
• : تعریف: any of numerous rings, seals, or the like used to make a joint watertight or airtight, as in a pipe or machine.

واژه gasket در جمله های نمونه

1. to blow a gasket
(خودمانی) خشمناک شدن،از جا دررفتن

2. The engine had blown a gasket .
[ترجمه سعید مسعودی] موتور ،واشر ترکانده بود.
|
[ترجمه ترگمان]موتور سیلندر را منفجر کرده بود
[ترجمه گوگل]موتور یک واشر گذاشته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He blew a gasket at the news .
[ترجمه سعید مسعودی] از شنیدن اخبار خشمگین شد.
|
[ترجمه ترگمان]او واشر را در اخبار فوت کرد
[ترجمه گوگل]او در این خبر یک واشر انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The Apollonian Gasket, attributed to Apollonius of Perga, is bounded by three large circles tangent ...

مترادف gasket

لایی (اسم)
wad , stuffing , pad , gasket , wadding
درزبند (اسم)
gasket
واشر چرمی (اسم)
gasket
بادبان بند (اسم)
gasket , jackstay
شراع بند (اسم)
gasket

معنی gasket در دیکشنری تخصصی

gasket
[شیمی] واشر ، لایی
[عمران و معماری] واشر - سرپوشچ - لایی
[مهندسی گاز] لائی ، واشر ، لائی گذاشتن
[زمین شناسی] لایی درزگیر، واشر
[ریاضیات] لایی، واشر، لایه ی آب بندی، قالپاق، درزگیر، پولک
[پلیمر] واشر
[نفت] سیمان آب بندی
[خودرو] واشر کارتر روغن
[برق و الکترونیک] واشر رسانا نوعی واشر فلزی نرم که موجب کاهش نشست « آر- اف» در مفصل حفاظها می شود.
[خودرو] واشر سرسیلندر
[خودرو] واشر کارتر روغن
[مهندسی گاز] لائی اتصال
[عمران و معماری] واشر لاستیکی - حلقه آببندی لاستیکی
[برق و الکترونیک] واشر موجبر واشری که پیوستگی الکتریکی را بین دو قسمت منطبق شونده موجبر برقرار نگه می دارد و معمولاً از سیم فلزی ساخته می شود.

معنی کلمه gasket به انگلیسی

gasket
• seal; rope for tying a sail (nautical)
• a gasket is a flat piece of soft material that you put between two joined surfaces in a pipe or engine in order to make sure that gas or liquid cannot escape.

gasket را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا
وأشر سرسيلندر
masood
در تلویزیون LCD درز بند بین پنل و قاب دور پنل
نيما
واشر،آب بند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی gasket

کلمه : gasket
املای فارسی : گسکت
اشتباه تایپی : لشسنثف
عکس gasket : در گوگل

آیا معنی gasket مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )