برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

gala

/ˈɡælə/ /ˈɡɑːlə/

معنی: شادی، جشن و سرور، مجلل، با شکوه
معانی دیگر: مجلل و پرسرور، جشنواره ای، جشن مانند، (از ریشه ی عربی)، ضیافت، بزرگداشت، (لباس) فاخر، خوشی

بررسی کلمه gala

صفت ( adjective )
• : تعریف: suited to a festive celebration.
مترادف: ceremonial, festal, festive, holiday
مشابه: festival, majestic, merry, splendid, sumptuous

- a gala reception
[ترجمه ترگمان] یه پذیرایی رسمی
[ترجمه گوگل] پذیرش پذیرایی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : تعریف: a festive celebration, esp. a large, elaborate one.
مترادف: celebration, festival, fete
مشابه: ball, bash, extravaganza, festivity, pageant, shindig

واژه gala در جمله های نمونه

1. a gala party
مهمانی مجلل

2. in gala
در لباس مهمانی رسمی

3. The gala evening was attended by royalty and politicians.
[ترجمه ترگمان]مراسم جشن با حضور سیاستمداران و سیاستمداران برگزار شد
[ترجمه گوگل]شب عید با سلطنت و سیاستمداران حضور داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The gala culminated in a firework display.
[ترجمه ترگمان]این جشن در یک نمایش آتش‌بازی به اوج خود رسید
[ترجمه گوگل]جشنواره به نمایش گذاشته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The festival will climax on Sunday with a gala concert.
[ترجمه ترگمان]این جشنواره در روز یکشنبه با یک کنسرت جشن به اوج خواهد رسید
[ترجمه گوگل]این جشنواره یکشنبه با یک کنسرت بزرگ برگزار می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The Queen attended a gala concert at the Royal Festival Hall.
[ترجمه ترگمان]ملکه در یک کنسرت باشکوه در جشنواره رویال فستیوال شرک ...

مترادف gala

شادی (اسم)
airiness , happiness , rejoicing , jubilation , gaiety , glee , mirth , caper , curvet , exultation , gala , pleasance , joyance
جشن و سرور (اسم)
festivity , gala
مجلل (صفت)
luxuriant , stately , grand , imperial , magnificent , illustrious , sumptuous , deluxe , luxurious , plush , palatial , gorgeous , glorious , gala , plushy , royal , splendorous
با شکوه (صفت)
stately , rich , splendid , lush , superb , noble , imperial , majestic , deluxe , plush , glorious , topping , gala , splendorous

معنی عبارات مرتبط با gala به فارسی

معنی کلمه gala به انگلیسی

gala
• festivity, rejoicing; festive celebration
• festive, showy
• a gala is a special public celebration, entertainment, or performance.
gala dress
• festive clothes, clothes worn on festive occasions
gala performance
• festive performance

gala را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عليرضا كريمي وند
خوشي، شادى، جشن و سرور، مجلل، با شکوه ،جشن،ضیافت،جشنواره،بزرگداشت
● مجلل و پرسرور
ebi
شادمانی ، سرخوشی ، پایکوبی ، دست‌افشانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gala

کلمه : gala
املای فارسی : گالا
اشتباه تایپی : لشمش
عکس gala : در گوگل

آیا معنی gala مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )