برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1542 100 1
شبکه مترجمین ایران

gad

/ˈɡæd/ /ɡæd/

معنی: دیلم، سیخ، گوه، نیزه، سیخک، سنان، شلاق سیخی، ترابخدا، جاد فرزند یعقوب و زلفه، با میله بستن، با میخ محکم کردن، هرزه گردی کردن
معانی دیگر: ولگردی کردن، ول گشتن، هرزگی کردن، رجوع شود به: goad، (معدن) دیلم مفرس، سیخک مفرس، (حرف ندا) خدا، خدایا، (انجیل) جاد (پسر هفتم حضرت یعقوب)، میله، اندازه گیری طول، میله زدن به، با می  محکم کردن

بررسی کلمه gad

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: gads, gadding, gadded
مشتقات: gadder (n.)
• : تعریف: to roam aimlessly or restlessly from place to place.
مشابه: roam
اسم ( noun )
(1) تعریف: a long stick or prod used for driving cattle; goad.

(2) تعریف: a pointed tool or spike used in mining ore or rock.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: gads, gadding, gadded
• : تعریف: to break up or dislodge (ore or rocks) with a gad.

واژه gad در جمله های نمونه

1. While they gad about the world, their children are neglected at home.
[ترجمه ترگمان]در حالی که آن‌ها در مورد دنیا صحبت می‌کنند، کودکان آن‌ها در خانه نادیده گرفته می‌شوند
[ترجمه گوگل]در حالی که آنها در مورد جهان سخن می گویند، کودکان خود را در خانه نادیده می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Don't think you'll keep me here while you gad about.
[ترجمه ترگمان]فکر نکن منو اینجا نگه داری در حالی که تو داری این ور و اون ور میری
[ترجمه گوگل]فکر نکنی که من اینجا اینجا را نگه دارید در حالی که شما در مورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Wigeon A lone pair of gad wall preened on shrinking tussocks.
[ترجمه ترگمان]در این موقع یک جفت چشم پوشیده از گل و برگ روی علف‌ها افتاده بود
[ترجمه گوگل]Wigeon یک جفت دیواری گندم تنها بر روی کمربندهای کوچک تردید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Rain sheeted down on gad wall, tufted duck, coot and mallard.
[ترجمه ترگمان]بر روی دیوار gad، duck، coot و mallard را پوشانده بودند
[ترجمه گوگل]باران بر روی ...

مترادف gad

دیلم (اسم)
lever , auger , crowbar , jimmy , crow , gad , gavelock , pry , wimble
سیخ (اسم)
prod , goad , gad , spur , grill , stylet , broach , skewer , ramrod , poker , spit , fid
گوه (اسم)
slice , quoin , gad , cleat , chock , wedge , gib , sprag
نیزه (اسم)
shaft , spear , dart , gad , gavelock , halberd , gaff , gig , lance , harpoon
سیخک (اسم)
prod , goad , gad , gaff
سنان (اسم)
spear , gad
شلاق سیخی (اسم)
gad
ترابخدا (اسم)
gad
جاد فرزند یعقوب و زلفه (اسم)
gad
با میله بستن (فعل)
gad
با میخ محکم کردن (فعل)
gad
هرزه گردی کردن (فعل)
gad , traipse

معنی عبارات مرتبط با gad به فارسی

خرمگس، عنتر

معنی کلمه gad به انگلیسی

gad
• male first name (hebrew); son of jacob (biblical); one of the 12 tribes of israel, tribe of gad
• wander restlessly, travel about, explore
• see phrasal verb gad about .
• if you gad about or gad around, you go to a lot of different places looking for amusement and entertainment; an old-fashioned word.
gad yaakobi
• labor party member of the israeli parliament
my gad
• my god!, my goodness! (cry of surprise or shock)
tribe of gad
• gad, one of the 12 tribes of israel

gad را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gad

کلمه : gad
املای فارسی : قاد
اشتباه تایپی : لشی
عکس gad : در گوگل

آیا معنی gad مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )