برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

Graduate

/ˈɡrædʒəwət/ /ˈɡrædʒʊeɪt/

معنی: فارغ التحصیل، لیسانسیه، درجه بندی کردن، فارغالتحصیل شدن، بتدریج تغییر یافتن
معانی دیگر: فارغ التحصیل کردن یا شدن، دوره ای را تمام کردن (در دانشگاه)، وابسته به دوره های بالاتر از لیسانس، مدرج کردن، کلاسه کردن، تصاعدی کردن، دیپلمه، دارای گواهینامه، دارای جواز، فرهیخته، دانش آموخته، کسی که دوره ای را تمام کرده است، درجه به درجه تغییر کردن، (بطری یا لوله) مدرج، درجه گرفتن ازدانشکده یادانشگاه، فاره التحصیل شدن، صاحب درجه

بررسی کلمه Graduate

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: graduates, graduating, graduated
(1) تعریف: to be given a degree or diploma upon completing studies at a school, college, or university.

- My daughter will be graduating from high school this spring.
[ترجمه ترگمان] دخترم در بهار امسال از دبیرستان فارغ‌التحصیل خواهد شد
[ترجمه گوگل] دخترم این بهار از دبیرستان فارغ التحصیل خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He will not graduate if he doesn't fulfill his science requirement.
[ترجمه برزین] او نمی تواند فارق التحصیل شود اگر نیازی به علم نداشته باشد
|
[ترجمه ترگمان] اگر او نیازهای علمی خود را برآورده نکند، فارغ‌التحصیل نخواهد شد
[ترجمه گوگل] او نمیتواند فارغ التحصیل شود اگر او نیازی به علم او نداشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to change by degrees.
مشابه: change

...

واژه Graduate در جمله های نمونه

1. graduate school
مدرسه‌ای که درجات بالاتر از لیسانس می‌دهد

2. graduate student
دانشجوی دوره‌ی فوق لیسانس یا دکترا

3. graduate studies
رشته‌های فوق لیسانس

4. a graduate physician
پزشک دارای دیپلم پزشکی

5. a graduate pilot
خلبان دارای گواهینامه

6. to graduate from college with distinction
از دانشگاه با امتیاز فارغ‌التحصیل شدن

7. a high school graduate
فارغ‌التحصیل دبیرستان

8. he is a graduate of harvard
او فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد است.

9. Here's to the happy graduate for the job you have already done. And here's a happy future that is a most successful one. I pray you will as soon as possible make your name known in the world.
[ترجمه ترگمان]در اینجا به فارغ التحصیلان شاد شغلی که قبلا انجام داده‌اید، مراجعه کنید و این آینده‌ای خوب است که بسیار موفق است دعا می‌کنم هر چه زودتر اسمتان را در دنیا مشخص کنید
[ترجمه گوگل]برای کار شما که قبلا انجام داده اید، به فارغ التحصیل خوشحال می شوید و در اینجا یک آینده خوشحال است که موفق ترین است من دعا میکنم که در اسرع وقت اسم شما را در جهان شناختم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف Graduate

فارغ التحصیل (اسم)
alumnus , graduate
لیسانسیه (اسم)
graduate , bachelor , licentiate , licensee
درجه بندی کردن (فعل)
grade , graduate , gradate
فارغالتحصیل شدن (فعل)
graduate
بتدریج تغییر یافتن (فعل)
graduate

معنی Graduate در دیکشنری تخصصی

graduate
[شیمی] استوانه مدرج ، مدرج کردن ، درجه بندى کردن ، کلاسه کردن ، تصاعدى کردن
[ریاضیات] درجه بندی کردن، مدرج کردن

معنی کلمه Graduate به انگلیسی

graduate
• one who has completed a course of study and received a degree or diploma (i.e. at a university or college); glass vessel for measuring liquids
• complete a course of study and receive a degree or diploma (as from a university or college); organize, arrange in grades; change gradually; grant a degree to one who has completed a course of study; divide into degrees, mark with degrees
• having a degree or diploma; concerning studies beyond a bachelor's degree
• a graduate is a student who has successfully completed a first degree at a university or college.
• in the united states, a graduate is a student who has successfully completed high school or another educational course.
• graduate students are students who have a first degree and are studying for a higher one.
• when a student graduates, he or she has successfully completed a degree course at a university or college and receives a certificate that shows this.
• in the united states, when someone graduates, they have successfully completed high school and receive a certificate or diploma that shows this.
• if you graduate from one thing to another, you go from a less important job or position to a more important one.
• see also graduated.
graduate management aptitude test
• standardized test for applicants to graduate business programs in the usa, gmat
graduate record examination
• standardized test for applicants to graduate school programs in the usa, gre
graduate school
• institution which awards advanced academic degrees beyond the bachelor's degree (i.e. master's degree or doctorate)
• a graduate school is a department in a north american university or college where postgraduate students are taught.
graduate studies
• studies for a master' ...

Graduate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sh
فارغ تحصیل
zr
فارغ اتحصیل
ماهرخ
لیسانسه
seta
فارغ التحصیل
امید نریمان کیا
به پایان رساندن دانشگاه
Hoda
آسوده شدن از درس ها فارغ التحصیل
Baran
تمام کردن دوره
SzKr
به پایان رساندن مدرسه
Saina
Finish your studies at a school or university😎😎
Sobhan
ورود به لیسانس
Toomaz
تحصیلات تکمیلی، فوق لیسانس، دکتری
امیررضا فرهید
فارغ التحصیل
mahnik
فارغ التحصیل شدن
Finish your studied at school or university
nima
فارغ التحصیل
ستاره
فارغ التحصیل شدن
امیررضا احمدی
فارغ التحصیل شدن
محدثه فرومدی
تدریجا (تبدیل به ...) شدن
shiva_sisi‌
فآرغ التحصیــل
F.M
فارغ التحصیل شدن
😍CR7😍
فارغ التحصیل شدن
sarina.sadgirl
جمله نمونه:


I will graduate in three years
R
فارغ التحصيل
مرتضی
اسم :

undergraduate ::: دانشجوی کارشناسی

graduate :::: فارغ التحصیل

postgraduate ::: دانشجوی تحصیلات تکمیلی


صفت :

undergraduate :::: کارشناسی

graduate :::: تحصیلات تکمیلی

postgraduate ::: تحصیلات تکمیلی



postgraduate = graduate student
دانشجو تحصیلات تکمیلی

مهدی سربازب
فارغ التحصیل
Arsess Sadeghi
I want to graduate from a good university

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی graduate

کلمه : graduate
املای فارسی : گرجوعیت
اشتباه تایپی : لقشیعشفث
عکس graduate : در گوگل

آیا معنی Graduate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )