برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1429 100 1

Goals

واژه Goals در جمله های نمونه

1. manoochehr attained his goals through hard work and trust in god
منوچهر با کار شدید و توکل بر خدا به هدف‌های خود رسید.

2. the achievement of goals
دستیابی به هدف‌ها

3. some people pursue only spiritual goals
برخی مردم فقط در پی هدف‌های معنوی هستند.

4. she stops at nothing to gain her goals
برای رسیدن به هدف‌های خود از هیچ کاری روگردان نیست.

5. your mission is to explain to them our goals
ماموریت شما این است که هدف‌های ما را برای آنها تشریح کنید.

6. the calculated use of violence and torture to achieve their goals
کاربرد حسابگرانه‌ی خشونت و زجر برای دستیابی به هدف‌هایشان

7. during the second quarter of the first half, our team made four goals
در نیمه‌ی دوم هاف‌تایم اول تیم ما چهار گل زد.

معنی Goals در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] هدفها
[حسابداری] هدفهای عملیاتی
[ریاضیات] اهداف کیفیت

معنی کلمه Goals به انگلیسی

company goals
• purposes on which a company was founded, fundamental ideals and vision of a corporation
set high goals
• give oneself difficult goals to achieve
shot three point field goals
• (basketball) shot many baskets from outside the three-point line
songs and goals
• sports program on the radio that includes music
three goals
• three objectives, three points scored by the same player (soccer)

Goals را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Omid
گل ( فوتبال )
Darya
هدف ها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Goals مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )