برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1397 100 1

Gasping

واژه Gasping در جمله های نمونه

1. an old man gasping for breath
پیرمردی که به زحمت نفس می‌کشید

2. the horse was gasping and heaving its chest
اسب نفس‌نفس می‌زد و سینه خود را دمیده می‌کرد.

3. What a hot day! I'm gasping for a cold drink,aren't you?
[ترجمه Amir Ezadi] چه روز داغی! من برای یه نوشیدنی خنک له له میزنم، تو چطور؟
|
[ترجمه ترگمان]چه روز داغی است! من دارم برای یه نوشیدنی خنک نفس می‌کشم، مگه نه؟
[ترجمه گوگل]یک روز گرم! من برای یک نوشیدنی سرد دمیده ام، آیا شما نیستید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He came to the surface of the water gasping for air.
[ترجمه Amir Ezadi] او در حالیکه برای هوا له له میزد،به سطح آب آمد.|
[ترجمه ترگمان]به سطح آب که نفس نفس می‌زد آمد
[ترجمه گوگل]او به سطح آب برای هوا نفوذ کرد
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه Gasping به انگلیسی

gasping
• labored breathing, panting
• panting, wheezing (of breath)

Gasping را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

التن قاسمپور
To breath a lot of air because you are having difficult breathing

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Gasping مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )