برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1398 100 1

Gambling

/ˈɡæmbəlɪŋ/ /ˈɡæmbəlɪŋ/

قماربازی

واژه Gambling در جمله های نمونه

1. gambling and addiction are two of the vices of the natives
قماربازی و اعتیاد دو عادت زشت بومیان را تشکیل می‌دهد.

2. gambling can become an addiction
قماربازی می‌تواند (نوعی) اعتیاد بشود.

3. gambling is a bad habit
قمار بازی عادت بدی است.

4. gambling is a pit that catches the youth
قمار دامی است که جوانان را گرفتار می‌کند.

5. gambling is becoming a universal problem
قمار دارد یک مسئله‌ی جهانگیر می‌شود.

6. gambling is frowned upon in this country
در این کشور قمار را بد می‌دانند.

7. gambling led to his degradation
قمار موجب گمراهی او شد.

8. gambling losses prostrated him
باخت در قمار او را به‌خاک سیاه نشاند.

9. gambling made the rich man poor
قمار مرد پولدار را تهیدست کرد.

10. gambling pauperized him
قمار بازی او را مفلس کرد.

11. gambling sent him to his ruin
قمار بازی او را بدبخت کرد.

12. gambling was his ruin
قمار سبب تباهی او بود.

13. gambling w ...

معنی عبارات مرتبط با Gambling به فارسی

معنی کلمه Gambling به انگلیسی

gambling
• playing of games of chance; act of involving oneself in a risky undertaking
gambling casino
• place where people come to gamble
gambling house
• place where people gamble
compulsive gambling
• gambling due to a psychological need, obsessive gambling

Gambling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیسی
خطر کردن
میثم علیزاده
شرط بندی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gambling
کلمه : gambling
املای فارسی : گمبلینگ
اشتباه تایپی : لشئذمهدل
عکس gambling : در گوگل

آیا معنی Gambling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )