برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1435 100 1

GOVERNED

واژه GOVERNED در جمله های نمونه

1. nader governed the country with an iron fist
نادر کشور را با مشتی آهنین اداره می‌کرد.

معنی عبارات مرتبط با GOVERNED به فارسی

GOVERNED را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Aysal
مسئولیت چیزی را به عهده گرفتن
Aysal
مسئولیت چیزی را بر عهده گرفتن ، مسئولیت
تهامی نژاد، محمد
اتباع
مهدی حسینی نژاد
تحت حاکمیت
سارا
تحت حاکمیت
علیرضا کلانتر
مطیع، گوش به فرمان، فرمانبردار
Javad
فرمانبردار
جامعه ای که تحت حاکمیت قرار می گیرد
تحت حاکمیت در آمدن
تحت حکومت قرار گرفتن
Ati
تحت تاثير
محدثه فرومدی
در فرمان، تحت فرمان، متاثر از
1388
حکمرانی کردن - اداره میشود

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی GOVERNED مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )