برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1620 100 1
شبکه مترجمین ایران

GI

/ˌdʒiːˈaɪ/ /ˌdʒiːˈaɪ/

معنی: سرباز
معانی دیگر: مخفف:، شکمی - روده ای، گوارشی، (مخفف) وابسته به دستگاه گوارش، معدی - روده ای، ارتشی، وابسته به لباس و جیره ی ارتشیان، مخفف: شکمی رودهای، گوارشی مخفف: سرباز، جیره، معدی رودهای مخفف: ارتشی، وابسته به لباس و جیرهی ارتشیان مخفف: آبشش

بررسی کلمه GI

صفت ( adjective )
(1) تعریف: designating standard equipment, apparel, or the like issued to U.S. military personnel (originally an abbreviation for "galvanized iron," and subsequently considered to be an abbreviation for "government issue").

- GI rations.
[ترجمه ترگمان] جیره GI معده
[ترجمه گوگل] جیره غذایی جیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of, typical of, or conforming to the standards set for U.S. military personnel.

(3) تعریف: (informal) inflexibly insistent on adhering to military customs, practices, and regulations.

- He was the most GI of us all.
[ترجمه ترگمان] اون خطرناک‌ترین GI همه ما بود
[ترجمه گوگل] او GI ترین از همه ما بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
حالات: GIs
• : تعریف: a present or former member of the U.S. military, usu. an enlisted soldier.

- The place was filled with GIs on leave.
[ترجمه ترگمان] ...

واژه GI در جمله های نمونه

1. You'd better learn to GI if you want to be promoted.
[ترجمه ترگمان]اگه بخوای ترفیع بگیری بهتره به دستگاه گوارش یاد بگیری
[ترجمه گوگل]اگر میخواهید تبلیغ کنید، بهتر است به GI یاد بگیرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. to GI the barrack.
[ترجمه ترگمان]خانه سربازخانه را سوراخ کرده بود
[ترجمه گوگل]به GI سربازخانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He was a GI making an anti-Semitic joke.
[ترجمه ترگمان] اون یه جوک ضد سامی بود
[ترجمه گوگل]او GI یک جوک ضد یهودی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The GI bill provided financial support for soldiers who wanted to get a college education.
[ترجمه ترگمان]لایحه GI (GI Joe)پشتیبانی مالی برای سربازانی که می‌خواستند تحصیلات دانشگاهی را انجام دهند فراهم کرد
[ترجمه گوگل]لایحه GI حمایت مالی از سربازانی که مایل به تحصیل در کالج بودند حمایت مالی نمود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف GI

سرباز (اختصار)
gi

معنی عبارات مرتبط با GI به فارسی

(آمریکا-خودمانی)، سرباز وظیفه، سرباز نوعی، جوز علی

مخفف GI

عبارت کامل: Game Informer
موضوع: عمومی
گیم اینفورمر (یا به طور مخفف GI) یک ماهنامه اطلاع رسانی بازی های رایانه ای است که در ایلات متحده منتشر و شامل نقدها، اخبار و راهنمای بازی های رایانه ای است.و در اوت ۱۹۹۱ شروع به کار کرد, این مجله نزدیک به ۳ میلیون مشترک دارد که از این لحاظ در آمریکا اول است، و در یک چهارم اول سال ۲۰۰۷، بیست و سومین مجله بزرگ آمریکا شناخته شد.

معنی GI در دیکشنری تخصصی

[کامپیوتر] انجمن پردازش اطلاعات در آلمان غربی.
[کاراته] کاراته گی - لباس کاراته

معنی کلمه GI به انگلیسی

gi
• iron or steel specially coated with zinc in order to prevent rust (also g.i.)

GI را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Bita
دستگاه گوارش
نادیا
Gastrointestinal

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gi

کلمه : gi
املای فارسی : گی‌
اشتباه تایپی : له
عکس gi : در گوگل

آیا معنی GI مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )