🔸 معادل فارسی:
• ( پول را ) هدایت کردن / به سمتِ خاصی روانه کردن
• ( در معنایِ مالی ) پول را از کانال هایِ مختلف به یک هدف یا شخص خاص رساندن
• ( با بارِ منفی ) پول را به طورِ غیرقانونی یا پنهانی جابه جا کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 معنی دقیق:
یعنی پول را به طورِ هدفمند و از طریقِ مسیرهایِ مختلف، به یک شخص، سازمان، یا پروژه یِ خاص هدایت کنید. این عبارت می تواند در زمینه هایِ مالیِ قانونی ( مانندِ سرمایه گذاری یا تأمینِ بودجه ) و همچنین در زمینه هایِ غیرقانونی ( مانندِ پول شویی یا تأمینِ مالیِ غیرمجاز ) به کار رود.
🔸 مثال ها:
• "The government is funnelling money into infrastructure projects. "
دولت در حال هدایتِ پول به سمتِ پروژه هایِ زیرساختی است.
• "The regime has been accused of funnelling money to militant groups. "
این رژیم به هدایتِ پول به سمتِ گروه هایِ شبه نظامی متهم شده است.
• "The charity funnels money from donors to local communities. "
این موسسه یِ خیریه، پول را از اهداکنندگان به جوامعِ محلی هدایت می کند.
• ( پول را ) هدایت کردن / به سمتِ خاصی روانه کردن
• ( در معنایِ مالی ) پول را از کانال هایِ مختلف به یک هدف یا شخص خاص رساندن
• ( با بارِ منفی ) پول را به طورِ غیرقانونی یا پنهانی جابه جا کردن
... [مشاهده متن کامل]
🔸 معنی دقیق:
یعنی پول را به طورِ هدفمند و از طریقِ مسیرهایِ مختلف، به یک شخص، سازمان، یا پروژه یِ خاص هدایت کنید. این عبارت می تواند در زمینه هایِ مالیِ قانونی ( مانندِ سرمایه گذاری یا تأمینِ بودجه ) و همچنین در زمینه هایِ غیرقانونی ( مانندِ پول شویی یا تأمینِ مالیِ غیرمجاز ) به کار رود.
🔸 مثال ها:
دولت در حال هدایتِ پول به سمتِ پروژه هایِ زیرساختی است.
این رژیم به هدایتِ پول به سمتِ گروه هایِ شبه نظامی متهم شده است.
این موسسه یِ خیریه، پول را از اهداکنندگان به جوامعِ محلی هدایت می کند.