function word

/ˈfəŋkʃn̩ˈwɜːrd//ˈfʌŋkʃn̩wɜːd/

معنی: کلمه دستوری
معانی دیگر: (دستور زبان) واژه ی نخش نما، کلمه ی دستوری (واژه ای که به تنهایی معنی ندارد ولی روابط نحوی را نشان می دهد مانند: the)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a word such as an article, conjunction, or preposition that indicates grammatical structure or relationships but has little or no independent meaning.

مترادف ها

کلمه دستوری (اسم)
function word

انگلیسی به انگلیسی

• word that indicates mainly grammatical relationship (such as auxiliary verb, preposition or conjunction), form word

پیشنهاد کاربران

## Function Word ( واژهٔ نقشی ) چیست؟
**واژهٔ نقشی** ( Function word ) به کلماتی گفته می شود که عمدتاً **نقش دستوری و ارتباطی** دارند، نه معنای مستقل و قابل ارجاع. این کلمات به تنهایی مفهوم مشخصی ندارند و برای وصل کردن واژه های محتوایی، نشان دادن رابطهٔ نحوی، یا تعیین زمان، شمار و . . . به کار می روند. در بسیاری از رویکردهای زبان شناسی، واژه های نقشی در شمارش �لغت� برای ترجمه ( مثل آزمون پیام نور ) لحاظ نمی شوند.
...
[مشاهده متن کامل]

- - -
### انواع واژه های نقشی در انگلیسی:
| دسته | مثال |
| - - - - - - | - - - - - - - |
| **حروف تعریف** ( Articles ) | a, an, the |
| **حروف اضافه** ( Prepositions ) | in, on, at, for, with, by, of, to, from, about, etc. |
| **حروف ربط** ( Conjunctions ) | and, but, or, so, because, if, when, while, etc. |
| **ضمایر کمکی / نسبی / پرسشی** ( بعضی ضمایر ) | it ( غیرشخصی ) , there ( وجودی ) , that ( ربطی ) , who, which ( نقشی ) – *اما ضمایر فاعلی I, you, we, they معمولاً محتوایی گرفته می شوند* |
| **افعال کمکی** ( Auxiliary verbs ) | am, is, are, was, were, be, being, been; have, has, had; do, does, did; will, would, shall, should, may, might, must; can, could |
| **افعال ربطی ( copula ) در نقش کمکی** | is, are ( وقتی به تنهایی و بدون فعل اصلی بعدش نیستند ) – در �she is happy� کلمهٔ �is� نقشی است. |
| **ذرات منفی ساز** ( Negation particles ) | not ( اما no در برخی کاربردها محتوایی است ) |
| **حرف تعریف نکره** | a, an |
- - -
## مثال های عینی در جمله ( انگلیسی )
**جمله ۱:**
*The cat is sleeping on the mat. *
- واژه های نقشی: **The, is, on, the**
- واژه های محتوایی: cat, sleeping, mat
**جمله ۲:**
*I have been waiting for you since morning. *
- واژه های نقشی: **have, been, for, since**
- محتوایی: I, waiting, you, morning
**جمله ۳ ( مخصوص آزمون شما ) :**
*We are interested in football. *
- نقشی: **are, in**
- محتوایی: we, interested, football → ۳ لغت

Function wordsکلماتی که بار گرامری دارند مثل article - preposition - pronoun, , ,
function word ( زبان‏شناسی )
واژه مصوب: نقش نما
تعریف: واژه ای عموماً بدون معنای واژگانی مشخص و دارای معنای دستوری که در جمله نقش نحوی یا ساختاری ندارد|||متـ . واژۀ نقشی