مثال:
۱. Don't listen to him, he is full of shit.
( به او گوش نده، او دارد حرف های بی خود می زند. )
۲. Everything he said was a lie; the guy is full of shit.
( هر چه گفت دروغ بود؛ این آدم دروغگو و بی خود است. )
... [مشاهده متن کامل]
۳. I am tired of your excuses; you are full of shit.
( از بهانه های شما خسته شده ام؛ شما دارید بی معنی حرف می زنید. )
( به او گوش نده، او دارد حرف های بی خود می زند. )
( هر چه گفت دروغ بود؛ این آدم دروغگو و بی خود است. )
... [مشاهده متن کامل]
( از بهانه های شما خسته شده ام؛ شما دارید بی معنی حرف می زنید. )
اصطلاح عامیانه
کسی که دروغ می گوید، اغراق می کند یا صادق نیست، خالی بندی
به معنای این است که فرد قابل اعتماد نیست یا حرف های بی معنی می زند
مترادف؛ Lying، Exaggerating
مثال؛
He said he could lift 500 pounds, but everyone knew he was full of shit.
... [مشاهده متن کامل]
Don't believe her; she's full of shit about her achievements.
The politician's promises were full of shit and never came true.
کسی که دروغ می گوید، اغراق می کند یا صادق نیست، خالی بندی
به معنای این است که فرد قابل اعتماد نیست یا حرف های بی معنی می زند
مترادف؛ Lying، Exaggerating
مثال؛
... [مشاهده متن کامل]
داری چرت و پرت میگی ( و معمولا در زمانی که کسی حرف خیلی بد و ناراحت کننده گفته است )
کسی که دروغ می گوید
کسی که حرف احمقانه می زند
بیانی غیرمودبانه برای گفتن اینکه کسی حرف های اشتباه و احمقانه می زند
کسی که حرف احمقانه می زند
بیانی غیرمودبانه برای گفتن اینکه کسی حرف های اشتباه و احمقانه می زند