fugitive apprehension team

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• تیم دستگیری فراریان
• گروه تعقیب و بازداشت مجرمان تحت تعقیب
• در محاوره: گروه شکار فراری ها
- - -
## 🔸 مترادف ها:
fugitive task force – fugitive recovery team – warrant apprehension unit – fugitive strike team
...
[مشاهده متن کامل]

- - -
## 🔸 مثال ها:
• The Fugitive Apprehension Team tracked the suspect across three states.
تیم دستگیری فراریان مظنون را در سه ایالت تعقیب کرد.
• Local police formed a Fugitive Apprehension Team to handle high - risk arrests.
پلیس محلی تیمی برای دستگیری های پرخطر تشکیل داد.
• The Fugitive Apprehension Team collaborates with federal agencies.
تیم دستگیری فراریان با سازمان های فدرال همکاری می کند.