یک واژه قدیمی و منسوخ شده در زبان انگلیسی که به معنی نمایش دادن اینکه مشغول کار هستیم، در حالی که واقعاً کاری انجام نمی دهیم.
این واژه دقیقاً به تلاش ظاهری برای کار کردن اشاره دارد، اما در واقع فرد وقت را تلف می کند یا بیکار است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
۱. Instead of working, he spent the afternoon fudging in his office.
( به جای کار کردن، او بعدازظهر را در دفترش به نمایش کار کردن گذراند. )
۲. The boss caught him fudging when he was supposed to be filing reports.
( رئیس مچ او را گرفت در حالی که باید گزارش ها را بایگانی می کرد، فقط خودش را مشغول نشان می داد. )
۳. Stop fudging and actually do something productive!
( نمایشی کار کردن را رها کن و واقعاً کاری مفید انجام بده! )
این واژه دقیقاً به تلاش ظاهری برای کار کردن اشاره دارد، اما در واقع فرد وقت را تلف می کند یا بیکار است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
( به جای کار کردن، او بعدازظهر را در دفترش به نمایش کار کردن گذراند. )
( رئیس مچ او را گرفت در حالی که باید گزارش ها را بایگانی می کرد، فقط خودش را مشغول نشان می داد. )
( نمایشی کار کردن را رها کن و واقعاً کاری مفید انجام بده! )
تظاهر به کار کردن در زمانی که عملا مشغول انجام هیچ کاری نیستید