fucking new guy

پیشنهاد کاربران

۱. تازه وارد ( اسم ) ( رایج در فارسی )
Don't let the fucking new guy touch the expensive machinery.
۲. صفر کیلومتر ( صفت ) ( رایج در فارسی )
The fucking new guy has no idea how this system works.
...
[مشاهده متن کامل]

۳. سرباز تازه کار / نیروی جدید کونی ( اسم - تحقیرآمیز )
The veteran soldiers didn't even want to talk to the fucking new guy.
۴. ناشی / نابلد ( صفت )
The fucking new guy forgot to lock the gate again.
۵. جوجه / جوجه موتوری ( اسم - استعاره از بی تجربگی )
Every unit has a fucking new guy who makes stupid mistakes.
توضیح:
این عبارت که اغلب با مخفف FNG در محیط های نظامی، فنی و کارگری شناخته می شود، برای توصیف فردی به کار می رود که به تازگی به یک گروه یا سازمان ملحق شده و هنوز راه و چاه کار را بلد نیست. این اصطلاح بار معنایی منفی و تحقیرآمیزی دارد و نشان دهنده کلافگی یا عدم اعتماد اعضای قدیمی تر نسبت به بی تجربگی و اشتباهات احتمالی فرد جدید است.
مترادف ها:
FNG / Newbie / Rookie / Greenhorn / Novice / Neophyte / New recruit / Boot / Cherry / Tyro