fuck up


(خودمانی) 1- خراب کردن (دستگاه یا چیزی)، به هم زدن، 2- (به ویژه روانی و احساسی) گیج کردن، مغشوش کردن

بررسی کلمه

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: (slang) to bungle; act carelessly.

(2) تعریف: to disturb, esp. mentally or emotionally.
اسم ( noun )
(1) تعریف: (vulgar slang) one who bungles, esp. as a habit.

(2) تعریف: a bungle.

به انگلیسی

• (vulgar slang) cause problems, bungle, screw up; make a major mistake, commit a serious blunder; act recklessly, act foolishly
bungler, person who messes things up; blunder, bungle, mistake that causes unease, embarrassing mistake

پیشنهاد کاربران

افتضاح بزرگ - گندکاری
گند زدن ( اصطلاح )
دسته گل اب دادن
خراب کردن،
به باد دادن
لنتی ، خراب کردن
خفه خون
تموم کردن
کاربرد های زیادی دارد مثل گند زدن و افتضاح و انزجار آور
مثال
I fucked up من گند زدم
That is so fuck up آن خیلی افتضاح است و یا خیلی انزجار آور است
به معنی گند زدن یا همون دسته گل به آب دادن خودمونه .
مثال :
I fucked up یعنی گند زدم ، دسته گل به آب دادم

Fuck up به صورت امری میتونه به معنی بزن ب چاک هم باشه
mess up
گند زدن ، بگا رفتن
خرابکاری کردن
ریدن تو کار😂
Don't fuck up so you stay safe and more important, alive for rest of your life : گند نزن تا برای بقیه عمرت هم ایمن باشی و البته زنده
گند کاری بالا اوردن، ریدن تو چیزی😂
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما