froze

/froʊz//frəʊz/

زمان گذشته ی: freeze، زمان ماضی فعل freeze ی  زد، منجمد شد
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

( verb )
• : تعریف: past tense of freeze.

جمله های نمونه

1. i froze the rest of the fish
بقیه ی گوشت ماهی را گذاشتیم یخ بزند.

2. i froze with terror
از ترس خشکم زد.

3. the water pipe froze
لوله ی آب یخ زد.

4. The clothes froze solid on the washing-line.
[ترجمه ترگمان]لباس ها در خط شستشو محکم شده بودند
[ترجمه گوگل]لباس ها در خط شستشوی جامد را خنثی کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The girls froze him off when he wanted to join the party.
[ترجمه ترگمان]دخترا وقتی می خواست به مهمونی بیاد، اونو منجمد کردن
[ترجمه گوگل]دخترها وقتی او می خواست به حزب بپیوندد، او را خاموش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A sudden terrible shriek froze the passenger to the spot.
[ترجمه ترگمان]فریادی هولناک در کنار مسافر سر جایش خشک شد
[ترجمه گوگل]ناگهان ناگهان وحشتناک، مسافر را به نقطه خاموش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He either suffocated, or froze to death.
[ترجمه ترگمان]یا خفه می شد یا از سرما یخ می زد
[ترجمه گوگل]او یا خفه می شود یا به مرگ محکم می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Two of them froze to death.
[ترجمه ترگمان]دو نفر از آن ها سر حد مرگ خشک شدند
[ترجمه گوگل]دو نفر از آنها به مرگ محکوم شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He was so surprised he froze to the spot.
[ترجمه ترگمان]خیلی تعجب کرد که سر جایش خشکش زد
[ترجمه گوگل]او خیلی شگفت زده شده بود که به نقطه یخ زده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Ellen froze with terror at the frightful sight.
[ترجمه ترگمان]الن با وحشت از دیدن آن منظره وحشتناک خشکش زد
[ترجمه گوگل]الن با ترس در دیدگاه ترسناک خیره شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He froze while waiting for the bus during the snowstorm.
[ترجمه ترگمان]او در حالی که منتظر اتوبوس در طی طوفان برف بود، خشکش زد
[ترجمه گوگل]او در حالی که منتظر اتوبوس بود در هنگام بارش برف خنک شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. What if it rained and then froze all through those months?
[ترجمه ترگمان]چه می شد اگر باران باریده و تمام آن ماه ها یخ زده بود؟
[ترجمه گوگل]چه اتفاقی می افتد اگر باران می آید و سپس همه ی ماه ها را فرو می کند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Two men froze to death/were frozen to death on the mountain.
[ترجمه ترگمان]دو مرد در برابر مرگ یخ زده بودند \/ بر روی کوه یخ زده بودند
[ترجمه گوگل]دو مرد به مرگ محکوم شدند / در کوه منجمد شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The startled boy froze for an instant, then fled.
[ترجمه ترگمان]پسر بهت زده لحظه ای خشکش زد و بعد فرار کرد
[ترجمه گوگل]پسر شگفت انگیز برای یک لحظه خاموش شد و سپس فرار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. The smile froze on her face.
[ترجمه ترگمان]لبخند بر چهره اش منجمد شد
[ترجمه گوگل]لبخند روی صورتش فرو بست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• froze is the past tense of freeze.

پیشنهاد کاربران

منجمد شد
خراب شدن کامپیوتر
به معنای در جا خشک شدن از ترس هم معنی میده

مثال:
1 - The startled boy froze for an instant, then fled.
پسر مبهوت ( وحشت زده ) یک لحظه خشکش زد و سپس فرار کرد.
2 - i froze with terror
من از ترس زیاد خشکم زد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما