fret about someone

پیشنهاد کاربران

Fret about/over someone
🔸 معادل فارسی:
• نگران کسی بودن، دلواپس کسی شدن
• برای کسی حرص خوردن، خودش را خوردن ( عامیانه )
• با اضطراب به فکر کسی بودن
🔸 مثال ها:
I wish you wouldn't fret about me so much – I'm a grown adult.
...
[مشاهده متن کامل]

کاش اینقدر نگران من نباشی – من آدم بزرگی هستم.
She fretted over her sick friend for days, bringing soup and calling twice a day.
روزها نگران دوست بیمارش بود، سوپ می برد و روزی دوبار زنگ می زد.
New mothers often fret about every little cough or sneeze their baby makes.
مادران تازه معمولاً نگران هر سرفه یا عطسه کوچک بچه شان هستند.
Stop fretting about what he thinks of you.
دست از نگرانی درباره اینکه او در مورد تو چه فکری می کند بردار.