frail delivery

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• ارائه ی ضعیف / اجرایِ سست
• تحویلِ شکننده ( در زمینه ی فیزیکی )
• بیانِ بی حال / انتقالِ بی نیرو ( در زمینه ی گفتار یا اجرا )
🔸 مثال ها:
• "The actor's frail delivery of the dramatic monologue failed to move the audience. "
...
[مشاهده متن کامل]

ارائه ی ضعیفِ بازیگر در مونولوگِ دراماتیک، نتوانست مخاطبان را تحتِ تأثیر قرار دهد.
• "The frail delivery of the package raised concerns about the quality of the shipping service. "
تحویلِ شکننده ی بسته، نگرانی هایی در موردِ کیفیتِ خدماتِ حمل ونقل ایجاد کرد.
• "Despite having a strong script, the film suffered from the lead actor's frail delivery. "
با وجودِ فیلمنامه ی قوی، فیلم از اجرایِ سستِ بازیگرِ اصلی آسیب دید.