fov

انگلیسی به انگلیسی

• maximum "looking" ability of a camera from an existing standpoint

پیشنهاد کاربران

Field of View
🔸 معادل فارسی: بسته به بافت، معمولاً �میدان دید� یا �میدان دید قابل مشاهده�
یعنی محدوده ای از محیط که شخص، دوربین یا یک دستگاه در یک لحظه می تواند ببیند یا ثبت کند.
این اصطلاح در عکاسی، دوربین های مداربسته، میکروسکوپ، بازی های رایانه ای، واقعیت مجازی و تجهیزات پزشکی کاربرد دارد.
...
[مشاهده متن کامل]

🔸 مثال ها
This camera has a wider FOV than the previous model.
میدان دید این دوربین از مدل قبلی گسترده تر است.
A wider FOV allows players to see more of their surroundings.
میدان دید گسترده تر به بازیکنان اجازه می دهد بخش بیشتری از محیط اطراف خود را ببینند.
The doctor examined the patient's visual field.
پزشک میدان بینایی بیمار را بررسی کرد.

FOV : Field Of View
زاویه دید
زاویه دید