fourfold

/ˈfɔːfoʊld//ˈfɔːfəʊld/

معنی: چهار برابر، چهار گانه، چهار لا
معانی دیگر: چهار مرتبه، چهار لایه، چهار بخشی

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: having four parts or elements.

(2) تعریف: being four times as great; having four times as much.
قید ( adverb )
• : تعریف: in a fourfold manner.

جمله های نمونه

1. a fourfold increase in the number of the peo- ple who leave the country
چهار برابر شدن تعداد کسانی که کشور را ترک می کنند

2. By the late eighties their number had grown fourfold.
[ترجمه ترگمان]در اواخر هشتاد سالگی تعداد آن ها چهار برابر شده بود
[ترجمه گوگل]در اواخر دهه هشتاد، تعداد آنها چهار برابر شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The value of the house has increased fourfold .
[ترجمه ترگمان]ارزش این خانه چهار برابر شده است
[ترجمه گوگل]ارزش خانه چهار برابر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The population in this area has increased fourfold.
[ترجمه ترگمان]جمعیت این منطقه چهار برابر شده است
[ترجمه گوگل]جمعیت این منطقه چهار برابر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Sales increased almost fourfold in this period.
[ترجمه ترگمان]فروش در این دوره تقریبا چهار برابر شده است
[ترجمه گوگل]فروش در این دوره تقریبا چهار برابر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. This response was fourfold stronger than that produced by 4% ethanol.
[ترجمه ترگمان]این پاسخ چهار برابر با اتانول ۴ % بود
[ترجمه گوگل]این پاسخ چهار برابر قوی تر از 4٪ اتانول است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. In the 1970s, assets grew only fourfold and there was a sharp setback in 1973 and 197
[ترجمه ترگمان]در دهه ۱۹۷۰ دارایی ها چهار برابر شدند و در سال ۱۹۷۳ شکست سختی به دست آمد و ۱۹۷ ضربه
[ترجمه گوگل]در دهه 1970، دارایی ها تنها چهار برابر شد و در سال 1973 و 197 به شدت کاهش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The fourfold division of consciousness has therefore great significance.
[ترجمه ترگمان]بنابراین تقسیم چهار برابر آگاهی اهمیت زیادی دارد
[ترجمه گوگل]بنابراین تقسیم آگاهی چهارگانه اهمیت زیادی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The true significance of these groups was fourfold.
[ترجمه ترگمان]اهمیت واقعی این گروه ها چهار برابر شده بود
[ترجمه گوگل]اهمیت واقعی این گروه ها چهار برابر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The fourfold increase in less than two years will be dwarfed if projections for the future are accurate.
[ترجمه ترگمان]افزایش چهار برابر شده در کم تر از دو سال در صورتی کوتاه خواهد شد که پیش بینی های آینده دقیق باشند
[ترجمه گوگل]اگر پیش بینی های آینده دقیق باشد، افزایش چهار برابر در کمتر از دو سال خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Figure 4 shows this fourfold classification and the number of groups that fall into each of the categories.
[ترجمه ترگمان]شکل ۴ طبقه بندی چهار برابر شده و تعداد گروه هایی را نشان می دهد که در هر یک از گروه ها قرار می گیرند
[ترجمه گوگل]شکل 4 این طبقه بندی چهارگانه و تعدادی از گروه هایی را که در هر دسته قرار می گیرند نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In some cases output has increased more than fourfold.
[ترجمه ترگمان]در برخی موارد خروجی بیش از چهار برابر شده است
[ترجمه گوگل]در برخی موارد خروجی بیش از چهار برابر افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The supply of fist grew fourfold there.
[ترجمه ترگمان]The در آنجا چهار برابر شد
[ترجمه گوگل]عرضه مشت در آنجا چهار برابر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The mineral's price increased fourfold in 200 peaking at more than $ 800 a tonne.
[ترجمه ترگمان]قیمت مواد معدنی در سال ۲۰۰ به دو برابر رسید و در هر تن بیش از ۸۰۰ دلار افزایش یافت
[ترجمه گوگل]قیمت مواد معدنی در 200 برابر با بیش از 800 دلار در هر تن افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. He acted illegitimately when he increased the rent fourfold.
[ترجمه ترگمان]وقتی the را افزایش می داد، نا مشروع عمل می کرد
[ترجمه گوگل]او غیرقانونی عمل کرد وقتی که اجاره چهار برابر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

چهار برابر (صفت)
fourfold, quadruple, quadruplicate

چهار گانه (صفت)
fourfold, quadratic, quadripartite, tetraploid

چهار لا (صفت)
fourfold, quadruple, tetraploid, four-ply

تخصصی

[ریاضیات] چهار برابر، چهارگانه، چهار جلسه ای

به انگلیسی

• multiplied by four; containing four parts; having four members
times four

پیشنهاد کاربران

همونکه خودمون اصطلاحا میگیم چهارلا پنج لا
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما