foreswear
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
🔸 معادل فارسی:
• قسم خوردن به ترک چیزی، سوگند یاد کردن برای کنار گذاشتن
• انکار کردن با سوگند، دروغ قسم خوردن
• چشم پوشیدن ( از یک عادت یا باور ) به طور رسمی
• رد کردن، طرد کردن ( با قاطعیت )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
"The knight forswore violence and dedicated his life to peace. "
شوالیه قسم خورد که خشونت را کنار بگذارد و زندگی خود را وقف صلح کند.
"Once a member of the cult, she later forswore her former beliefs. "
او که زمانی عضو فرقه بود، بعداً از باورهای قبلی خود چشم پوشید.
"In court, he was accused of forswearing himself to avoid conviction. "
در دادگاه، متهم شد که برای فرار از محکومیت، شهادت دروغ داده است.
• قسم خوردن به ترک چیزی، سوگند یاد کردن برای کنار گذاشتن
• انکار کردن با سوگند، دروغ قسم خوردن
• چشم پوشیدن ( از یک عادت یا باور ) به طور رسمی
• رد کردن، طرد کردن ( با قاطعیت )
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
شوالیه قسم خورد که خشونت را کنار بگذارد و زندگی خود را وقف صلح کند.
او که زمانی عضو فرقه بود، بعداً از باورهای قبلی خود چشم پوشید.
در دادگاه، متهم شد که برای فرار از محکومیت، شهادت دروغ داده است.
قسم دروغ خوردن، سوگند دروغ یاد کردن ( مثلا در دادگاه )
قسم خوردن برای ترک کاری/ ( با قسم ) چیزی را انکار و رد کردن
She forswore any involvement in the scandal.
او قسم خورد که هیچ دخالتی در رسوایی نداشته است.
They forswore violence as a means of protest.
آنها قسم خوردند که خشونت را به عنوان وسیله اعتراض کنار بگذارند.
او قسم خورد که هیچ دخالتی در رسوایی نداشته است.
آنها قسم خوردند که خشونت را به عنوان وسیله اعتراض کنار بگذارند.