🔸 معادل فارسی:
• پیش نمایی، پیش آگاهی دهی، زمینه چینی ( برای رویداد آینده )
• اشاره غیرمستقیم به اتفاقی که بعداً در داستان رخ می دهد
• نوید وقوع حادثه ای ( اغلب شوم ) در آینده
🎬 تعریف
Foreshadowing یک شگرد ادبی است که در آن نویسنده یا فیلمساز به طور غیرمستقیم و ظریف، مخاطب را برای رویدادی که در آینده داستان رخ می دهد آماده می کند. این رویداد معمولاً مهم، غافلگیرکننده یا تراژیک است.
... [مشاهده متن کامل]
• پیش نمایی، پیش آگاهی دهی، زمینه چینی ( برای رویداد آینده )
• اشاره غیرمستقیم به اتفاقی که بعداً در داستان رخ می دهد
• نوید وقوع حادثه ای ( اغلب شوم ) در آینده
🎬 تعریف
Foreshadowing یک شگرد ادبی است که در آن نویسنده یا فیلمساز به طور غیرمستقیم و ظریف، مخاطب را برای رویدادی که در آینده داستان رخ می دهد آماده می کند. این رویداد معمولاً مهم، غافلگیرکننده یا تراژیک است.
... [مشاهده متن کامل]
پیش آگاهی
هشدار
شوم گویی
شوم بینی
شوم گویی
شوم بینی
پیش نمایی
پیش اشاره
آتی نمایی
پیشگویی کردن ، پیشگویی و پیش بینی