foregrounding
تخصصی
پیشنهاد کاربران
📖 تعریف و مفهوم ( در نظریه ادبی )
Foregrounding اصطلاحی است که توسط نظریه پردازان مکتب پراگ ( Russian Formalism / Prague School ) در قرن بیستم رواج یافت، به ویژه توسط یان موکارژوفسکی ( Jan Mukařovsk� ) و رومن یاکوبسون ( Roman Jakobson ) .
... [مشاهده متن کامل]
این مفهوم به تکنیک هایی اطلاق می شود که به وسیله آن یک عنصر زبانی، ساختاری یا تصویری از زمینه ( background ) خود متمایز و �برجسته� می شود تا توجه خواننده/بیننده را به خود جلب کند.
به عبارت دیگر:
�در میان یکنواختی کلمات و جملات، شاعر واژه ای را آنقدر غریب یا تکراری می کند که چشم خواننده روی آن قفل کند. �
Foregrounding اصطلاحی است که توسط نظریه پردازان مکتب پراگ ( Russian Formalism / Prague School ) در قرن بیستم رواج یافت، به ویژه توسط یان موکارژوفسکی ( Jan Mukařovsk� ) و رومن یاکوبسون ( Roman Jakobson ) .
... [مشاهده متن کامل]
این مفهوم به تکنیک هایی اطلاق می شود که به وسیله آن یک عنصر زبانی، ساختاری یا تصویری از زمینه ( background ) خود متمایز و �برجسته� می شود تا توجه خواننده/بیننده را به خود جلب کند.
به عبارت دیگر:
�در میان یکنواختی کلمات و جملات، شاعر واژه ای را آنقدر غریب یا تکراری می کند که چشم خواننده روی آن قفل کند. �
برجسته سازی
این عبارت از مهم ترین مفاهیم فرمالیسم روسی و زبانشناسی مکتب پراگ است.
Jan Mukařovsk� ( یان موکاروفسکی )
از مهم ترین نظریه پردازان مکتب ساختارگرایی پراگ و زیبایی شناسی قرن بیستم بود.
... [مشاهده متن کامل]
خلاصهٔ آموزه های اصلی او:
۱. ادبیات یک �کارکرد� است، نه یک ذات ثابت
موکاروفسکی معتقد بود چیزی ذاتاً ادبی نیست. یک متن زمانی ادبی محسوب می شود که در جامعه �کارکرد زیبایی شناختی� پیدا کند. به همین دلیل مرز میان ادبیات و غیرادبیات ثابت نیست.
۲. برجسته سازی ( Foregrounding )
مشهورترین مفهوم او همین است.
در زبان روزمره، زبان می کوشد نامرئی باشد و فقط معنا را منتقل کند. اما در ادبیات، زبان خودش را به رخ می کشد؛ واژه ها، ریتم، استعاره ها و ساختار جمله توجه ما را جلب می کنند.
مثلاً:
�باران می بارد� → زبان عادی
�باران بر بام خاطره می کوبد� → زبان برجسته شده
به نظر او هنر با شکستن عادت های ادراکی ما عمل می کند.
۳. اثر هنری یک ساختار پویاست
اثر هنری مجموعه ای از اجزای جداگانه نیست، بلکه یک کل سازمان یافته است که همه عناصر آن بر یکدیگر اثر می گذارند.
این ایده بعدها بر ساختارگرایی ادبی تأثیر فراوان گذاشت.
۴. هنجار و نقض هنجار
هر دوره ای قواعد و هنجارهای هنری خاص خود را دارد. هنر نوآورانه معمولاً با شکستن همین هنجارها پدید می آید.
بنابراین ارزش هنری تا حدی از فاصله گرفتن از عادت های تثبیت شده ناشی می شود.
۵. اهمیت مخاطب و جامعه
برخلاف برخی فرمالیست ها، موکاروفسکی تأکید می کرد که اثر هنری در خلأ وجود ندارد. ارزش و معنای آن به جامعه، تاریخ و مخاطبان نیز وابسته است.
برجسته سازی زمانی رخ می دهد که متن از هنجار مورد انتظار خواننده فاصله بگیرد و توجه او را به خود زبان جلب کند.
این فاصله گیری معمولاً از دو راه انجام می شود:
هنجارگریزی ( Deviation )
قاعده افزایی یا تکرار الگو ( Parallelism )
۱. هنجارگریزی
یعنی شکستن انتظارات زبانی.
الف ) هنجارگریزی واژگانی
استفاده از واژه های نامعمول یا ساختن واژه های تازه.
مثال:
�غم آلودگیِ آبیِ عصر�
یا
�پنجره خستگی�
چنین ترکیب هایی در زبان عادی رایج نیستند.
ب ) هنجارگریزی نحوی
شکستن ترتیب معمول جمله.
جمله عادی:
باد درخت را تکان داد.
جمله برجسته:
درخت را باد تکان داد.
یا:
آمد آن شبِ بارانی.
ج ) هنجارگریزی معنایی
ترکیب مفاهیمی که در ظاهر ناسازگارند.
مثال:
سکوت فریاد می کشید.
آتش سرد نگاهش.
از نظر منطقی عجیب اند، اما از نظر هنری تأثیرگذار.
د ) هنجارگریزی آوایی
بازی با صداها.
مثال:
خش خشِ خشکِ خزان
تکرار آواها توجه را به خود زبان جلب می کند.
۲. قاعده افزایی یا توازی
جالب است که فقط شکستن قاعده برجسته سازی نیست.
گاهی تکرار یک الگو نیز باعث برجستگی می شود.
مثال:
من رفتم،
من دیدم،
من شکست خوردم.
یا:
نه از خاک،
نه از باد،
نه از باران.
تکرار ساختار باعث جلب توجه می شود.
این عبارت از مهم ترین مفاهیم فرمالیسم روسی و زبانشناسی مکتب پراگ است.
Jan Mukařovsk� ( یان موکاروفسکی )
از مهم ترین نظریه پردازان مکتب ساختارگرایی پراگ و زیبایی شناسی قرن بیستم بود.
... [مشاهده متن کامل]
خلاصهٔ آموزه های اصلی او:
۱. ادبیات یک �کارکرد� است، نه یک ذات ثابت
موکاروفسکی معتقد بود چیزی ذاتاً ادبی نیست. یک متن زمانی ادبی محسوب می شود که در جامعه �کارکرد زیبایی شناختی� پیدا کند. به همین دلیل مرز میان ادبیات و غیرادبیات ثابت نیست.
۲. برجسته سازی ( Foregrounding )
مشهورترین مفهوم او همین است.
در زبان روزمره، زبان می کوشد نامرئی باشد و فقط معنا را منتقل کند. اما در ادبیات، زبان خودش را به رخ می کشد؛ واژه ها، ریتم، استعاره ها و ساختار جمله توجه ما را جلب می کنند.
مثلاً:
�باران می بارد� → زبان عادی
�باران بر بام خاطره می کوبد� → زبان برجسته شده
به نظر او هنر با شکستن عادت های ادراکی ما عمل می کند.
۳. اثر هنری یک ساختار پویاست
اثر هنری مجموعه ای از اجزای جداگانه نیست، بلکه یک کل سازمان یافته است که همه عناصر آن بر یکدیگر اثر می گذارند.
این ایده بعدها بر ساختارگرایی ادبی تأثیر فراوان گذاشت.
۴. هنجار و نقض هنجار
هر دوره ای قواعد و هنجارهای هنری خاص خود را دارد. هنر نوآورانه معمولاً با شکستن همین هنجارها پدید می آید.
بنابراین ارزش هنری تا حدی از فاصله گرفتن از عادت های تثبیت شده ناشی می شود.
۵. اهمیت مخاطب و جامعه
برخلاف برخی فرمالیست ها، موکاروفسکی تأکید می کرد که اثر هنری در خلأ وجود ندارد. ارزش و معنای آن به جامعه، تاریخ و مخاطبان نیز وابسته است.
برجسته سازی زمانی رخ می دهد که متن از هنجار مورد انتظار خواننده فاصله بگیرد و توجه او را به خود زبان جلب کند.
این فاصله گیری معمولاً از دو راه انجام می شود:
هنجارگریزی ( Deviation )
قاعده افزایی یا تکرار الگو ( Parallelism )
۱. هنجارگریزی
یعنی شکستن انتظارات زبانی.
الف ) هنجارگریزی واژگانی
استفاده از واژه های نامعمول یا ساختن واژه های تازه.
مثال:
�غم آلودگیِ آبیِ عصر�
یا
�پنجره خستگی�
چنین ترکیب هایی در زبان عادی رایج نیستند.
ب ) هنجارگریزی نحوی
شکستن ترتیب معمول جمله.
جمله عادی:
باد درخت را تکان داد.
جمله برجسته:
درخت را باد تکان داد.
یا:
آمد آن شبِ بارانی.
ج ) هنجارگریزی معنایی
ترکیب مفاهیمی که در ظاهر ناسازگارند.
مثال:
سکوت فریاد می کشید.
آتش سرد نگاهش.
از نظر منطقی عجیب اند، اما از نظر هنری تأثیرگذار.
د ) هنجارگریزی آوایی
بازی با صداها.
مثال:
خش خشِ خشکِ خزان
تکرار آواها توجه را به خود زبان جلب می کند.
۲. قاعده افزایی یا توازی
جالب است که فقط شکستن قاعده برجسته سازی نیست.
گاهی تکرار یک الگو نیز باعث برجستگی می شود.
مثال:
من رفتم،
من دیدم،
من شکست خوردم.
یا:
نه از خاک،
نه از باد،
نه از باران.
تکرار ساختار باعث جلب توجه می شود.
## برجسته سازی ( Foregrounding ) در ادبیات چیست؟
**برجسته سازی** یکی از مفاهیم کلیدی در **فرمالیسم روسی** و **مکتب پراگ** ( ساختارگرایی اروپایی ) است. این اصطلاح به مجموعه تکنیک هایی گفته می شود که نویسنده یا شاعر با استفاده از آنها **عناصر خاصی از زبان را از زمینهٔ عادی و خودکار بیرون می کشد** و توجه خواننده را به سمت خود جلب می کند. به عبارت دیگر، برجسته سازی یعنی �غیرعادی کردن� زبان معمولی تا مخاطب درنگ کند، تأمل کند، و لذت زیبایی شناختی ببرد.
... [مشاهده متن کامل]
این مفهوم را عمدتاً **یان موکارژوفسکی ( Jan Mukařovsk� ) **، نظریه پرداز مکتب پراگ، نظام بخشید. او برجسته سازی را در مقابل **پس زمینه ( Background ) ** یا �عادت زدگی خودکار� زبان تعریف کرد.
### دو نوع اصلی برجسته سازی
| نوع | توضیح | مثال |
| - - - - - - | - - - - - - - | - - - - - - - |
| **انحراف ( Deviation ) ** | شکستن قاعده های عادی زبان ( دستوری، معنایی، آوایی ) | �دریغ آن سایهٔ مهتاب که ناگه بگذشت� ( نظم غیرعادی کلمات ) |
| **توازی ( Parallelism ) ** | تکرار قاعده مند ساختارهای زبانی ( افزون بر نیاز عادی ) | �می آید، می رود، می خندد، می گرید� ( تکرار فعل ) |
هر دو نوع باعث می شوند که یک عنصر زبانی �پیش انداخته� شود و از حاشیه به مرکز توجه بیاید.
### نمونه های عینی برجسته سازی
**۱. انحراف ( Deviation ) :**
- **انحراف دستوری**: �آمد صدا که . . . � ( به جای �صدایی آمد که� ) – در انگلیسی نمونه: *Him did I see* ( به جای *I saw him* )
- **انحراف معنایی ( مجاز یا استعارهٔ ناآشنا ) **: �درختان خسته از باد� ( درختان نمی توانند خسته شوند )
- **انحراف آوایی**: استفاده از صداهای نامأنوس یا تکرار افراطی یک صامت ( واج آرایی شدید )
**۲. توازی ( Parallelism ) :**
در شعر کلاسیک فارسی و انگلیسی فراوان است:
- *بند بند ناف شب، می بُرد باد اندوه را*
- در انگلیسی، از جمله در شعر �قاصدک� وردزورث:
*I wandered lonely as a cloud / That floats on high o'er vales and hills. . . *
### برجسته سازی در مقابل خودکاری
**زبان خودکار ( Automatized Language ) :** زبانی است که بدون توجه به فرم آن، فقط معنا را منتقل می کند ( مثل گفتگوی روزمره، گزارش علمی ) . در این حالت، صورت کلمات در پس زمینه قرار دارد.
**برجسته سازی:** فرم و صدا و ساختار را به پیش زمینه می آورد و باعث می شود خواننده همزمان به �چگونه� و �چه� توجه کند. موکارژوفسکی می گوید: *�برجسته سازی، ارتباط خودکار را به تعویق می اندازد و درک را لذت بخش می کند. �*
### رابطه با آشنایی زدایی ( Defamiliarization )
برجسته سازی، ابزار دستیابی به �آشنایی زدایی� ( شکلوفسکی ) است. آشنایی زدایی هدف و نتیجه است؛ برجسته سازی تکنیک اجرایی آن. شاعر با برجسته کردن بخشی از زبان، اشیاء و تجربیات عادی را �غریب� می کند تا مخاطب دوباره آنها را ببیند.
### نمونهٔ تطبیقی: دو جمله
| جمله | وضعیت | توضیح |
| - - - - - - - | - - - - - - - - | - - - - - - - |
| �آسمان آبی است. � | خودکار ( بدون برجسته سازی ) | فقط معنا منتقل می شود؛ به کلمات توجه نمی کنیم. |
| �آبی، آسمان همیشه آبی� ( با تکرار، وارونگی ) | برجسته | هم معنا و هم صدا و ساختار جلب توجه می کند. |
### برجسته سازی در نقد ادبی و سبک شناسی
تحلیل برجسته سازی از ابزارهای مهم **سبک شناسی ( Stylistics ) ** ادبی است. منتقد با شناسایی موارد انحراف و توازی در یک متن، می تواند سبک نویسنده، تأثیر عاطفی اثر، و ایدئولوژی پنهان آن را آشکار کند. برخلاف فرمالیسم اولیه، سبک شناسان امروزی برجسته سازی را نه جدا از معنا، بلکه در خدمت معنا می دانند.
### جمع بندی
**برجسته سازی** یعنی بیرون کشیدن یک عنصر زبانی از حالت عادی و خودکار و انداختن نور بر آن، به طوری که خواننده ناگزیر به آن توجه کند. این کار یا از طریق **انحراف** ( شکستن قاعده ) انجام می شود یا از طریق **توازی** ( بیش قاعده سازی ) . برجسته سازی مفهوم محوری در فرمالیسم و مکتب پراگ است و بعدها در سبک شناسی و نقد ادبی نیز به کار رفت. وقتی شعری می خوانید و ناگهان از یک ترکیب عجیب یا تکرار موزون شگفت زده می شوید، در حال تجربهٔ برجسته سازی هستید.
**برجسته سازی** یکی از مفاهیم کلیدی در **فرمالیسم روسی** و **مکتب پراگ** ( ساختارگرایی اروپایی ) است. این اصطلاح به مجموعه تکنیک هایی گفته می شود که نویسنده یا شاعر با استفاده از آنها **عناصر خاصی از زبان را از زمینهٔ عادی و خودکار بیرون می کشد** و توجه خواننده را به سمت خود جلب می کند. به عبارت دیگر، برجسته سازی یعنی �غیرعادی کردن� زبان معمولی تا مخاطب درنگ کند، تأمل کند، و لذت زیبایی شناختی ببرد.
... [مشاهده متن کامل]
این مفهوم را عمدتاً **یان موکارژوفسکی ( Jan Mukařovsk� ) **، نظریه پرداز مکتب پراگ، نظام بخشید. او برجسته سازی را در مقابل **پس زمینه ( Background ) ** یا �عادت زدگی خودکار� زبان تعریف کرد.
### دو نوع اصلی برجسته سازی
| نوع | توضیح | مثال |
| - - - - - - | - - - - - - - | - - - - - - - |
| **انحراف ( Deviation ) ** | شکستن قاعده های عادی زبان ( دستوری، معنایی، آوایی ) | �دریغ آن سایهٔ مهتاب که ناگه بگذشت� ( نظم غیرعادی کلمات ) |
| **توازی ( Parallelism ) ** | تکرار قاعده مند ساختارهای زبانی ( افزون بر نیاز عادی ) | �می آید، می رود، می خندد، می گرید� ( تکرار فعل ) |
هر دو نوع باعث می شوند که یک عنصر زبانی �پیش انداخته� شود و از حاشیه به مرکز توجه بیاید.
### نمونه های عینی برجسته سازی
**۱. انحراف ( Deviation ) :**
- **انحراف دستوری**: �آمد صدا که . . . � ( به جای �صدایی آمد که� ) – در انگلیسی نمونه: *Him did I see* ( به جای *I saw him* )
- **انحراف معنایی ( مجاز یا استعارهٔ ناآشنا ) **: �درختان خسته از باد� ( درختان نمی توانند خسته شوند )
- **انحراف آوایی**: استفاده از صداهای نامأنوس یا تکرار افراطی یک صامت ( واج آرایی شدید )
**۲. توازی ( Parallelism ) :**
در شعر کلاسیک فارسی و انگلیسی فراوان است:
- *بند بند ناف شب، می بُرد باد اندوه را*
- در انگلیسی، از جمله در شعر �قاصدک� وردزورث:
### برجسته سازی در مقابل خودکاری
**زبان خودکار ( Automatized Language ) :** زبانی است که بدون توجه به فرم آن، فقط معنا را منتقل می کند ( مثل گفتگوی روزمره، گزارش علمی ) . در این حالت، صورت کلمات در پس زمینه قرار دارد.
**برجسته سازی:** فرم و صدا و ساختار را به پیش زمینه می آورد و باعث می شود خواننده همزمان به �چگونه� و �چه� توجه کند. موکارژوفسکی می گوید: *�برجسته سازی، ارتباط خودکار را به تعویق می اندازد و درک را لذت بخش می کند. �*
### رابطه با آشنایی زدایی ( Defamiliarization )
برجسته سازی، ابزار دستیابی به �آشنایی زدایی� ( شکلوفسکی ) است. آشنایی زدایی هدف و نتیجه است؛ برجسته سازی تکنیک اجرایی آن. شاعر با برجسته کردن بخشی از زبان، اشیاء و تجربیات عادی را �غریب� می کند تا مخاطب دوباره آنها را ببیند.
### نمونهٔ تطبیقی: دو جمله
| جمله | وضعیت | توضیح |
| - - - - - - - | - - - - - - - - | - - - - - - - |
| �آسمان آبی است. � | خودکار ( بدون برجسته سازی ) | فقط معنا منتقل می شود؛ به کلمات توجه نمی کنیم. |
| �آبی، آسمان همیشه آبی� ( با تکرار، وارونگی ) | برجسته | هم معنا و هم صدا و ساختار جلب توجه می کند. |
### برجسته سازی در نقد ادبی و سبک شناسی
تحلیل برجسته سازی از ابزارهای مهم **سبک شناسی ( Stylistics ) ** ادبی است. منتقد با شناسایی موارد انحراف و توازی در یک متن، می تواند سبک نویسنده، تأثیر عاطفی اثر، و ایدئولوژی پنهان آن را آشکار کند. برخلاف فرمالیسم اولیه، سبک شناسان امروزی برجسته سازی را نه جدا از معنا، بلکه در خدمت معنا می دانند.
### جمع بندی
**برجسته سازی** یعنی بیرون کشیدن یک عنصر زبانی از حالت عادی و خودکار و انداختن نور بر آن، به طوری که خواننده ناگزیر به آن توجه کند. این کار یا از طریق **انحراف** ( شکستن قاعده ) انجام می شود یا از طریق **توازی** ( بیش قاعده سازی ) . برجسته سازی مفهوم محوری در فرمالیسم و مکتب پراگ است و بعدها در سبک شناسی و نقد ادبی نیز به کار رفت. وقتی شعری می خوانید و ناگهان از یک ترکیب عجیب یا تکرار موزون شگفت زده می شوید، در حال تجربهٔ برجسته سازی هستید.
برجسته سازی/ در اولویت قرار دادن / مطرح ساختن به صورت برجسته
foregrounding: برجسته نمایی
برجسته سازی از واژه مصوب بسیار موثر تر در انتقال مفهوم می باشد، در برخی کتابهای نقد ادبی هم دیده شده است، عالی
foregrounding ( زبانشناسی )
واژه مصوب: پیشزمینهسازی
تعریف: در مطالعات گفتمانی و کاربردشناختی، فرایندی که به نحوۀ صورتبندی رویداد اصلی اشاره دارد
واژه مصوب: پیشزمینهسازی
تعریف: در مطالعات گفتمانی و کاربردشناختی، فرایندی که به نحوۀ صورتبندی رویداد اصلی اشاره دارد
پیش زمینه سازی، پیش زمینه چینی، پیش زمینه کردن
تاکید، موکدسازی، مطرح سازی
برجسته سازی