ford

/ˈfɔːrd//fɔːd/

معنی: گدار، معبر، به اب زدن، به گدار زدن
معانی دیگر: به آب زدن، از گدار گذشتن، پایاب، فورد مادوکس فورد (نویسنده ی انگلیسی)، قسمت کم عمق رودخانه ای که جهت عبورحیوانات وانسان مناسب باشد، به اب زدن به گدار زدن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a shallow stretch in a river or other body of water that can be crossed without a boat or raft.

- We made our way along the edge of the river until we could find a ford.
[ترجمه گوگل] از لبه رودخانه راه افتادیم تا اینکه تونستیم جاده ای پیدا کنیم
[ترجمه ترگمان] راه خود را در کنار رودخانه به راه خود ادامه دادیم تا بتوانیم فورد را پیدا کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: fords, fording, forded
مشتقات: fordable (adj.), fordless (adj.)
• : تعریف: to cross (a river or other body of water) at a shallow place, as on foot or horseback.

- The army forded the river a few miles below the falls.
[ترجمه گوگل] ارتش از رودخانه چند مایلی زیر آبشار عبور کرد
[ترجمه ترگمان] ارتش چند مایل پایین تر از آبشار عبور کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Most of the animals safely forded the river, but a few were swept away by the current and had to be rescued.
[ترجمه گوگل] بیشتر حیوانات با خیال راحت از رودخانه عبور کردند، اما تعدادی از آنها توسط جریان رفت و مجبور شدند نجات یابند
[ترجمه ترگمان] بیشتر حیوانات به طور ایمن از کنار رودخانه رد شدند، اما تعداد کمی از آن ها توسط جریان آب شسته شدند و مجبور به نجات شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Avoid the ford on which your friend was drowned.
[ترجمه گوگل]از فوردی که دوستتان در آن غرق شده است اجتناب کنید
[ترجمه ترگمان]از گدار که دوست شما در آن غرق شده بود خودداری کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Are you going to give your Ford as a trade-in?
[ترجمه گوگل]آیا قصد دارید فورد خود را به عنوان معامله در اختیار شما قرار دهید؟
[ترجمه ترگمان]می خوای به your به عنوان یه معامله معامله کنی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Henry Ford was an automobile baron.
[ترجمه گوگل]هنری فورد یک بارون اتومبیل بود
[ترجمه ترگمان]هنری فورد یک بارون اتومبیل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Glyn Ford is chairman of the Committee which produced the report.
[ترجمه گوگل]گلین فورد رئیس کمیته ای است که این گزارش را تهیه کرده است
[ترجمه ترگمان]گلین فورد رئیس کمیته است که این گزارش را تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Ford was a respecter of proprieties and liked to see things done properly.
[ترجمه گوگل]فورد به اصول احترام می گذاشت و دوست داشت کارها را به درستی انجام دهد
[ترجمه ترگمان]فورد مجموعه ای از آداب و رسوم بود و دوست داشت کارها را به درستی ببیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Two minutes later Ford equalized with a penalty.
[ترجمه گوگل]دو دقیقه بعد فورد با یک پنالتی کار را به تساوی کشاند
[ترجمه ترگمان]دو دقیقه بعد فورد با یک ضربه پنالتی را به تساوی کشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Ford is definitely not a man to let a little success go to his head.
[ترجمه گوگل]فورد قطعا مردی نیست که بگذارد کمی موفقیت به سرش برود
[ترجمه ترگمان]فورد قطعا مردی نیست که اجازه دهد یک موفقیت کوچک به سرش بیاید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She cut in on a red Ford, forcing the driver to brake heavily.
[ترجمه گوگل]او یک فورد قرمز را قطع کرد و راننده را مجبور کرد که به شدت ترمز کند
[ترجمه ترگمان]او یک فورد قرمز را برید و راننده را مجبور کرد تا به شدت ترمز کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I clocked up 90,000 miles in my Ford.
[ترجمه گوگل]من 90000 مایل را با فورد خود طی کردم
[ترجمه ترگمان]با سرعت ۹۰ هزار میل در فورد را گرفتم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Ford has been gaining market share this year at the expense of GM.
[ترجمه گوگل]فورد امسال سهم بازار را به ضرر جنرال موتورز به دست آورده است
[ترجمه ترگمان]فورد امسال سهم بازار را به قیمت GM کسب کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Messrs Ford and Dobson are piano repairers.
[ترجمه گوگل]آقایان فورد و دابسون تعمیرکار پیانو هستند
[ترجمه ترگمان]\"فورد\" و \"دابسون\" پیانو \"piano\" هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Ford never desisted from trying to persuade him to return to America.
[ترجمه گوگل]فورد هرگز از تلاش برای متقاعد کردن او برای بازگشت به آمریکا دست برنداشت
[ترجمه ترگمان]فورد هرگز از تلاش منصرف نشد و سعی کرد او را متقاعد کند که به آمریکا برگردد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. In the immortal words of Henry Ford, 'If it ain't broke, don't fix it. '
[ترجمه گوگل]به قول فناناپذیر هنری فورد، "اگر خراب نشد، تعمیرش نکن " '
[ترجمه ترگمان]با کلمات جاویدان هنری فورد، اگر نشکسته باشد، آن را درست نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Ford was attached to the battalion's first line of transport.
[ترجمه گوگل]فورد به خط اول حمل و نقل گردان متصل بود
[ترجمه ترگمان]فورد برای اولین بار حمل و نقل به ارتش متصل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. After news of this new court case Ford broke down again, though he blamed the breakdown on his work.
[ترجمه گوگل]پس از اینکه خبر این پرونده دادگاه جدید، فورد دوباره شکست خورد، اگرچه او این خرابی را به خاطر کار خود عنوان کرد
[ترجمه ترگمان]پس از شنیدن خبر این دادگاه جدید، فورد دوباره شکست خورد، هر چند که وی خرابی کار خود را مقصر دانست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گدار (اسم)
gorge, col, ford

معبر (اسم)
cut, pass, passage, ferry, passageway, ford, crossover, crossing, ferryboat, ferry bridge, passover, passway, railway crossing

به اب زدن، به گدار زدن (فعل)
ford

تخصصی

[عمران و معماری] پایاب - آبنما
[زمین شناسی] گدار محل کم عمقی در یک رودخانه یا هرآب دیگر که بتوان پیاده از آن گذشت .
[آب و خاک] گدار گذر

به انگلیسی

• male first name; family name; gerald rudolph ford, 38th president of the united states (1974-1977) who succeeded president richard nixon when nixon was forced to resign; henry ford (1863-1947) usa automobile manufacturer, pioneer in the assembly line technique of mass production, founder of ford motor co.; brand of american automobile
shallow place where a river can be crossed
cross a river
if you ford a stream or river, you cross it by walking or driving through a shallow part of it. verb here but can also be used as a count noun. e.g. we'll have to walk downstream and see if we can find a ford, or a boatman who will take us.

پیشنهاد کاربران

ford motor company �مارک ماشین� ، آبنما ، قسمت کم عمق رودخانه

قسمت کم عمق دریا
۱ - قسمت کم رودخانه ( گدار ) که میتوان بدون قایق از آن گذشت. A shallow point of a river which can be crossed on foot
۲ - از قسمت کم عمق رودخانه گذشتن to cross a river where it's shallow
نام شرکت خودرو سازی آمریکایی
noun
[count] :
a shallow part of a river, stream, etc. , that may be crossed by walking or driving across it

قسمت کم عمق رود و جویبار که میشه با قدم برداشتن ازش عبور کرد
اشیاء کوچک
ابزار خُرد
اشیاء کوچک سفالی در محوطه های باستانی
1. ناحیه کم عمق در رودخانه که با ماشین و اسب و غیره می توان از آن عبور کرد
2. عبور از ( رودخانه، نهر و غیره ) از یک منطقه کم عمق
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما