foraging

جمله های نمونه

1. he went foraging in the basement for old photographs
او به زیرزمین رفت و به جستجوی عکس های قدیمی پرداخت.

2. The children had been living on the streets, foraging for scraps and sleeping rough.
[ترجمه گوگل]بچه‌ها در خیابان‌ها زندگی می‌کردند، به دنبال ضایعات بودند و به سختی می‌خوابیدند
[ترجمه ترگمان]بچه ها در خیابان ها زندگی می کردند و به دنبال تکه های نان می گشتند و سخت به خواب رفته بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Her assistant was foraging in a cupboard for some envelopes.
[ترجمه گوگل]دستیارش در یک کمد برای چند پاکت غذا می گشت
[ترجمه ترگمان]دستیارش توی یه قفسه دنبال چند تا پاکت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They eke out a precarious existence foraging in rubbish dumps.
[ترجمه گوگل]آنها به دنبال یافتن یک موجودیت ناپایدار در زباله دانی هستند
[ترجمه ترگمان]آن ها زندگی پر مخاطره را به دنبال آذوقه و انبارهای زباله های خود به سر می برند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The campers went foraging for wood to make a fire.
[ترجمه گوگل]چادرنشینان به دنبال چوب رفتند تا آتش درست کنند
[ترجمه ترگمان]بچه ها به دنبال هیزم می گشتند تا آتش درست کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We disturbed a wild boar that had been foraging by the roadside.
[ترجمه مهدی] ماآرامش یک گراز وحشی را که کنار جاده مشغول چرا بود بهم زدیم
|
[ترجمه گوگل]ما مزاحم یک گراز وحشی شدیم که در کنار جاده در جستجوی غذا بود
[ترجمه ترگمان]ما یک گراز وحشی را که از کنار جاده جست و جو کرده بود به هم زدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Cohesive social units foraging a particular area over several generations would enhance efficiency by transmitting such information among closely related animals.
[ترجمه گوگل]واحدهای اجتماعی منسجمی که در طی چندین نسل به جستجوی یک منطقه خاص می پردازند، با انتقال چنین اطلاعاتی در میان حیوانات نزدیک به هم، کارایی را افزایش می دهند
[ترجمه ترگمان]واحدهای اجتماعی Cohesive برای جستجوی یک منطقه خاص در طول چندین نسل، بهره وری را با انتقال این اطلاعات در بین حیوانات با ارتباط نزدیک افزایش می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Foraging here is a little easier, but it is also more hazardous.
[ترجمه گوگل]جستجوی علوفه در اینجا کمی ساده تر است، اما خطرناک تر نیز هست
[ترجمه ترگمان]کاوش در اینجا کمی ساده تر است، اما خطرناک تر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A troupe of golden-crowned kinglets was foraging close to the ground.
[ترجمه گوگل]گروهی از پادشاهان تاج طلایی در نزدیکی زمین به جستجوی غذا می پرداختند
[ترجمه ترگمان]گروهی از kinglets که تاجی از تاج بر سر داشتند به زمین نزدیک می شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. There was fireweed with furry yellow-and-black bumblebees foraging from it, and there were bears and caribou.
[ترجمه گوگل]علف آتشین با زنبورهای زرد و مشکی پشمالو که از آن غذا می جستند، خرس و کاریبو وجود داشت
[ترجمه ترگمان]fireweed با bumblebees پوشیده از زرد و سیاه پوشیده شده بود و خرس ها و گوزن شمالی ان را دنبال می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The birds spend much of their day foraging in dense, varied vegetation and return to roost together at dusk.
[ترجمه گوگل]پرندگان بیشتر روز خود را در پوشش گیاهی انبوه و متنوع به جستجوی غذا می گذرانند و در هنگام غروب با هم به خوابیدن باز می گردند
[ترجمه ترگمان]پرندگان بیشتر روز خود را صرف گشتن در گیاهان انبوه، متنوع و بازگشت به لانه در هنگام غروب می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. It is the sophisticated foraging behaviour of the bees that has promoted the diversity of flower colours.
[ترجمه گوگل]این رفتار علوفه جویی پیچیده زنبورها است که تنوع رنگ گل ها را ارتقا داده است
[ترجمه ترگمان]این رفتار foraging پیچیده زنبوره ای عسل است که تنوع رنگ های گل را ترویج کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Red and gray squirrels are foraging.
[ترجمه گوگل]سنجاب های قرمز و خاکستری در حال جستجوی غذا هستند
[ترجمه ترگمان]سنجاب قرمز و خاکستری به دنبال آذوقه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The bumblebees are still foraging from the chokecherry blossoms in the gloom.
[ترجمه گوگل]زنبورهای عسل هنوز از شکوفه‌های chokecherry در تاریکی در جستجوی غذا هستند
[ترجمه ترگمان]The هنوز از شکوفه های chokecherry در تاریکی تغذیه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Benny, her mongrel, foraging ahead.
[ترجمه گوگل]بنی، مختلط او، به دنبال غذا است
[ترجمه ترگمان]بنی \"، دورگه هاش داره دنبال\" میگرده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• searching for food; rummaging for provisions; search

پیشنهاد کاربران

**معنی:**
جست وجو و جمع آوری غذا یا منابع ( مثل غذا، گیاهان، دانه ها ) در طبیعت
🔹 **نوع کلمه ( Part of Speech ) :**
**Noun ( اسم ) ** / همچنین **Verb ( فعل ) ** ( فعل: *to forage* )

...
[مشاهده متن کامل]

🔹 **ساختار:**
* **forage** = جست وجوی غذا در طبیعت
* ** - ing** = حالت اسم سازی ( فرایند انجام کار )
یعنی: **فرایند گشتن و پیدا کردن غذا یا منابع در محیط طبیعی**
🔹 **ریشه شناسی:**
* از فرانسوی کهن *forrage* = علوفه، خوراک دام
* مرتبط با لاتین *foris* = بیرون ( outside )
در اصل: **“رفتن بیرون برای پیدا کردن غذا”**
🔹 **مثال:**
**Animals spend a lot of time foraging for food. **
= حیوانات زمان زیادی را صرف جست وجوی غذا می کنند.
🔹 **نکته واژگانی:**
* **to forage** = برای غذا گشتن
* بیشتر درباره:
* حیوانات ( foxes, birds, bears )
* یا انسان ها در زمینه های خاص ( مثل جمع آوری گیاهان وحشی )
* ترکیب های رایج:
* **foraging behavior** = رفتار جست وجوی غذا
* **forage in the wild** = در طبیعت غذا پیدا کردن
📌 در علوم زیستی و رفتارشناسی خیلی استفاده می شود و یک مفهوم **اکولوژیکی/زیستی** دارد.

[زیست شناسی] خوراک جویی؛ نوعی الگوی جست وجوی غذا در زنبورها یا مورچه ها که تعادلی میان دو فعل �اکتشاف� ( exploration ) و �بهره جویی� ( exploitation ) برقرار می کند. این استراتژی از آن جهت جالب توجه است
...
[مشاهده متن کامل]
که هم به منابع دم دستی ( با کمیت و کیفیت احتمالاً کمتر ) و هم به منابع دورتر ( با کمیت و کیفیت احتمالاً بیشتر ) دسترسی می یابند.

غذایابی
جستجو برای غذا
خوراک دهی یا غذا
کندوکاو، پویش تصادفی
این جستجو نوعی جستجوی تصادفی و فاقد جهت مشخص ( رندم ) است که از الگوی غذایابی حیوانات و بویژه حشرات ( مورچه ها ) وارد حوزه اطلاعات شده است. کاوش ماینینگ ترجمه شده، اسکنینگ پویش ترجمه شده پس عبارت دیگری برای foraging که ماهیت این جستجو را برساند لازم است.
...
[مشاهده متن کامل]

Information foraging theory
نظریه کنکاش اطلاعات
نظریه اطلاعات یابی

علف خوردن
علف خواری
آذوقه جویی
آذوقه یابی
شکار، جستجوی خوراک
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١١)