for the record

پیشنهاد کاربران

به خاطر داشته باش -
- محض اطلاع
مثال: For the record, most Moscow girls leave school at about 18
- صرفاً جهت اطلاع
مثال: It doesn’t matter now, but just for the record – you were wrong
- جهت اطلاع همه
مثال: I'd like to say—for the record—that at no time have I ever accepted a bribe from anyone
- بگذارید روشن کنم
مثال: For the record, it was she who approached me about such a deal, not the other way around
- برای بیان مطلبی به صورت عمومی و رسمی تا نوشته یا به خاطر سپرده شود
مثال: We're willing to state for the record that it has enormous value
محض اطلاع
مثل روز روشنه
اینم بگم، اینم بدونید
نگی نگفتی
محض ثبت در تاریخ
محض اطلاع تون.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما