🔸 معادل فارسی:
• ( در پایان کار ) برای امروز بس است، کار امروز تمام شد
مثال:
"I'm tired. Let's call it for the day. "
خسته ام. بیا برای امروز تمومش کنیم.
"The team finished their work for the day and went home. "
تیم کارشون رو برای امروز تموم کردن و رفتند خونه.
• ( در پایان کار ) برای امروز بس است، کار امروز تمام شد
مثال:
خسته ام. بیا برای امروز تمومش کنیم.
تیم کارشون رو برای امروز تموم کردن و رفتند خونه.
در طول روز
He was there for the day on business.
او در طول روز ، برای کار اونجا بود.
او در طول روز ، برای کار اونجا بود.