انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
اول از همه
Everything went wrong on my date with the doctor I met online. For starters, he left his wallet at home!
سر قرارم با دکتری که آنلاین با او آشنا شده بودم، همه چیز خراب شد. اول از همه، کیف پولش را خانه جا گذاشت
سر قرارم با دکتری که آنلاین با او آشنا شده بودم، همه چیز خراب شد. اول از همه، کیف پولش را خانه جا گذاشت
برای معرفی اولین مورد از چندین نکته یا دلیل استفاده می شود؛ برای شروع، عجالتاً، فعلاً
به طور استعاری زمینه را برای نکته یا اقدام اولیه در یک سری از توضیحات یا وظایف فراهم می کند.
... [مشاهده متن کامل]
مترادف: To begin with, firstly, initially
متضاد: Finally, lastly, ultimately
مثال؛
اول از همه
اول از هرچیز
در قدم اول
پیش از هر چیز
اول از همه، ابتدا به ساکن، قبل از همه
در درجه ی اول
برای مثال