for one's taste

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• به سلیقه ی کسی | مطابق ذوق کسی
• به مذاق کسی خوش آمدن | باب طبع کسی بودن
• از نظر کسی | به نظر کسی ( در بافت سلیقه )
🔸 مثال ها:
• The music was too loud for my taste.
...
[مشاهده متن کامل]

موسیقی برای سلیقه ی من بیش از حد بلند بود.
• The design is a bit too modern for my taste.
این طراحی برای سلیقه ی من کمی بیش از حد مدرن است.
• Is the room warm enough for your taste?
آیا اتاق به نظر شما به اندازه ی کافی گرم است؟
• The film was too slow for his taste.
آن فیلم برای سلیقه ی او بیش از حد کند بود.