🔸 معادل فارسی:
• با فریب وارد شدن
• با حقه خود را به جایی رساندن
• با کلک راه خود را باز کردن
• با فریب اجازه ورود گرفتن
🔸 مثال ها:
• He fooled his way into the VIP area.
او با حقه خود را به بخش ویژه رساند.
... [مشاهده متن کامل]
• She fooled her way into the company by pretending to be an expert.
او با وانمود کردن به اینکه متخصص است، با فریب وارد شرکت شد.
• The spy fooled his way into the enemy headquarters.
جاسوس با فریب وارد مقر دشمن شد.
• You can't fool your way into success forever.
نمی توان تا ابد با فریب راه خود را به سوی موفقیت باز کرد.
⚠️ تفاوت مهم:
fool one's way into → تأکید بر فریب دادن دیگران.
bluff one's way into → تأکید بر اعتمادبه نفس ظاهری یا بلوف زدن، حتی بدون دروغ آشکار.
talk one's way into → تأکید بر قدرت بیان و متقاعد کردن، نه لزوماً فریب.
• با فریب وارد شدن
• با حقه خود را به جایی رساندن
• با کلک راه خود را باز کردن
• با فریب اجازه ورود گرفتن
🔸 مثال ها:
او با حقه خود را به بخش ویژه رساند.
... [مشاهده متن کامل]
او با وانمود کردن به اینکه متخصص است، با فریب وارد شرکت شد.
جاسوس با فریب وارد مقر دشمن شد.
نمی توان تا ابد با فریب راه خود را به سوی موفقیت باز کرد.
⚠️ تفاوت مهم:
fool one's way into → تأکید بر فریب دادن دیگران.
bluff one's way into → تأکید بر اعتمادبه نفس ظاهری یا بلوف زدن، حتی بدون دروغ آشکار.
talk one's way into → تأکید بر قدرت بیان و متقاعد کردن، نه لزوماً فریب.