🔸معادل فارسی:
• توطئه ی ناکام مانده، نقشه ی خنثی شده
• برنامه یا طرحی مخفیانه که پیش از اجرا کشف و متوقف شده است
• ( در مفهوم امنیتی و حقوقی ) اقدام از پیش طراحی شده ی خرابکارانه که بی نتیجه مانده است
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• The police announced the foiled plot to bomb the city's main railway station.
پلیس از خنثی سازی توطئه ی بمب گذاری در ایستگاه مرکزی راه آهن شهر خبر داد.
• Intelligence agencies foiled a terrorist plot just hours before it was to be carried out.
سازمان های اطلاعاتی یک توطئه ی تروریستی را تنها ساعاتی پیش از اجرا خنثی کردند.
• The novel begins with a foiled plot to assassinate the king.
رمان با یک نقشه ی ناکامِ ترور پادشاه آغاز می شود.
• توطئه ی ناکام مانده، نقشه ی خنثی شده
• برنامه یا طرحی مخفیانه که پیش از اجرا کشف و متوقف شده است
• ( در مفهوم امنیتی و حقوقی ) اقدام از پیش طراحی شده ی خرابکارانه که بی نتیجه مانده است
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
پلیس از خنثی سازی توطئه ی بمب گذاری در ایستگاه مرکزی راه آهن شهر خبر داد.
سازمان های اطلاعاتی یک توطئه ی تروریستی را تنها ساعاتی پیش از اجرا خنثی کردند.
رمان با یک نقشه ی ناکامِ ترور پادشاه آغاز می شود.