foghorn

/ˈfɒɡhɔːrn//ˈfɒɡhɔːn/

معنی: اژیر مه، شیپور اعلام خطرمه گرفتگی
معانی دیگر: (بوق کشتی یا برج دیدبانی و غیره که هنگام مه گرفتگی به صدا درمی آید) بوق مه، شیپوراحتیاط، شیپوری که هنگام مه گرفتگی برای اگاهی کشتی هامیز

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a loud, deep-sounding horn, as on a ship, used in fog or at night to give warning signals.

جمله های نمونه

1. The foghorn boomed out its warning.
[ترجمه گوگل]مه شکن اخطار خود را بلند کرد
[ترجمه ترگمان]صدای بوق مه به گوش رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He's got a voice like a foghorn .
[ترجمه گوگل]او صدایی شبیه مه غلیظ دارد
[ترجمه ترگمان]صدایش مثل مه مه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The deep boom of a foghorn echoed across the bay.
[ترجمه گوگل]طوفان عمیق یک مه‌ماهی در سراسر خلیج طنین انداخت
[ترجمه ترگمان]صدای غرش رعد در خلیج پیچید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The bleating of a foghorn broke the silence.
[ترجمه گوگل]صدای دمیدن مه‌ماهی سکوت را شکست
[ترجمه ترگمان]بع بع a سکوت را شکست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A sea mist far out kept the lighthouse foghorn blaring.
[ترجمه گوگل]غبار دریایی دورتر باعث شده بود که فانوس مه غوغا کند
[ترجمه ترگمان]مه مه از دور برج فانوس را دور نگه داشته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Just then a foghorn sounded right clear.
[ترجمه گوگل]درست در آن زمان صدای مه‌شکن کاملاً واضح بود
[ترجمه ترگمان]درست بعد صدای بوق مه به گوش رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. It's the foghorn—well, this is a lighthouse, after all—and now I understand why earplugs were included in the basket of food and wine I found on the kitchen table when I arrived.
[ترجمه گوگل]این مه مه است - خوب، بالاخره این یک فانوس دریایی است - و حالا می فهمم که چرا گوش گیرها در سبد غذا و شرابی که روی میز آشپزخانه پیدا کردم، گنجانده شده است
[ترجمه ترگمان]این یک فانوس است - خوب، این یک فانوس است، بعد از آن - و حالا می فهمم چرا تو در سبد غذا و شراب، وقتی که من رسیدم، روی میز آشپزخانه نشسته بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The foghorn brayed all night.
[ترجمه گوگل]مه‌شکن تمام شب می‌دوید
[ترجمه ترگمان]تمام شب صدای بوق مه شنیده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The ship foghorn boomed out.
[ترجمه گوگل]مه شکن کشتی رونق گرفت
[ترجمه ترگمان]صدای بوق کشتی به گوش رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The ship's foghorn boomed out.
[ترجمه گوگل]مه شکن کشتی بلند شد
[ترجمه ترگمان]صدای بوق کشتی به گوش رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Maybe it's because they sound like a goat rammed down a foghorn.
[ترجمه گوگل]شاید به این دلیل است که صدای آنها شبیه بزی است که در یک مه مه فرو رفته است
[ترجمه ترگمان]شاید به خاطر این است که مثل یک بز در مه حرف می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I also enjoyed taking a look at the fog detector, responsible for starting the foghorn that had disturbed my peace the night before.
[ترجمه گوگل]من همچنین از نگاهی به آشکارساز مه، مسئول راه اندازی مه شکن که شب قبل آرامش مرا به هم زده بود، لذت بردم
[ترجمه ترگمان]همچنین از تماشای a مه که شب قبل مرا ناراحت کرده بود لذت می بردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She said the word out loud. It d sounded like a foghorn .
[ترجمه گوگل]او این کلمه را با صدای بلند گفت صداش شبیه مه مه بود
[ترجمه ترگمان]این کلمه را با صدای بلند ادا کرد شبیه مه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Something deep in your soul calls out to me like a foghorn .
[ترجمه گوگل]چیزی در اعماق روحت مرا صدا می زند مثل مه مه
[ترجمه ترگمان]چیزی در اعماق روح تو مثل بوق بوق می زند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اژیر مه (اسم)
foghorn

شیپور اعلام خطر مه گرفتگی (اسم)
foghorn

انگلیسی به انگلیسی

• ship horn used for signaling in foggy weather
a foghorn is a loud horn that is used when it is foggy to warn ships about the positions of land and other ships.

پیشنهاد کاربران

a horn that makes a very loud sound to warn ships that they are close to land or other ships
بوق یاشیپور اخطار و هشدار کشتی
( در معنای مجازی هم بکار می رود ) صدای بلند ناخوشایند
*****************************************************************************************************
...
[مشاهده متن کامل]

مثال؛
A large foghorn alerted ships in fog and in bad visibility.
He has a voice like a foghorn ( = an unpleasantly loud voice ) .
The days of foghorn diplomacy—of shouting, but not being heard—are over.

منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/foghorn

بپرس