🔸 معادل فارسی:
• آشکارا در تضاد بودن با / بی اعتنا به چیزی بودن
• ( با لحنی شدیدتر ) رو در روی چیزی ایستادن و آن را نادیده گرفتن
• به صراحت با یک قانون، اصل، یا هنجار مخالفت کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• ( سیاست ) "The president's decision to bypass Congress on the Iran deal flies in the teeth of the Constitution. "
( تصمیمِ رئیس جمهور برایِ دورزدنِ کنگره در موردِ توافقِ ایران، به صراحت با قانونِ اساسی در تضاد است. )
• ( اقتصاد ) "The new tariff policy flies in the teeth of all international trade agreements. "
( سیاستِ جدیدِ تعرفه ای، به وضوح با تمامِ توافقاتِ تجاریِ بین المللی در تضاد است. )
• ( اخلاقی ) "The regime's treatment of political prisoners flies in the teeth of basic human rights. "
( رفتارِ این رژیم با زندانیانِ سیاسی، به وضوح با اصولِ ابتداییِ حقوقِ بشر در تضاد است. )
🔸 نکته:
• تفاوت آن با "fly in the face of" در این است که "fly in the teeth of" معمولاً شدیدتر و صریح تر است و برایِ موقعیت هایی به کار می رود که تضاد، بسیار آشکار و چالش برانگیز است.
• آشکارا در تضاد بودن با / بی اعتنا به چیزی بودن
• ( با لحنی شدیدتر ) رو در روی چیزی ایستادن و آن را نادیده گرفتن
• به صراحت با یک قانون، اصل، یا هنجار مخالفت کردن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
• ( سیاست ) "The president's decision to bypass Congress on the Iran deal flies in the teeth of the Constitution. "
( تصمیمِ رئیس جمهور برایِ دورزدنِ کنگره در موردِ توافقِ ایران، به صراحت با قانونِ اساسی در تضاد است. )
• ( اقتصاد ) "The new tariff policy flies in the teeth of all international trade agreements. "
( سیاستِ جدیدِ تعرفه ای، به وضوح با تمامِ توافقاتِ تجاریِ بین المللی در تضاد است. )
• ( اخلاقی ) "The regime's treatment of political prisoners flies in the teeth of basic human rights. "
( رفتارِ این رژیم با زندانیانِ سیاسی، به وضوح با اصولِ ابتداییِ حقوقِ بشر در تضاد است. )
🔸 نکته:
• تفاوت آن با "fly in the face of" در این است که "fly in the teeth of" معمولاً شدیدتر و صریح تر است و برایِ موقعیت هایی به کار می رود که تضاد، بسیار آشکار و چالش برانگیز است.