flower girl

/ˈflaʊərˈɡɝːl//ˈflaʊəɡɜːl/

(دختر یا زن) گل فروش (کنار خیابان یا دوره گرد)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a young girl who carries bridal flowers in a wedding procession.

جمله های نمونه

1. When the new sighted flower girl sees not a handsome, well groomed, six foot Adonis her eyes reveal something different.
[ترجمه ترگمان]وقتی که آن دختر sighted جدید، زیبا، آراسته و مرتب می بیند، شش پا آدونیس چشمانش چیز متفاوتی را آشکار می کند
[ترجمه گوگل]هنگامی که دختر گل های درخشان جدید می بیند خوش تیپ، به خوبی پرورش، شش پا Adonis چشم او چیزی متفاوت نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Fair-haired wispy girl. Full mouth, high neck, blue-eyed flower girl, his slender pale narcissus.
[ترجمه ترگمان]دختر ظریف موی بور دهان پر، گردن بلند، گل آبی چشم، narcissus زرد رنگ
[ترجمه گوگل]دختر باهوش با موی بلند دهان کامل، گردن بالا، گل دختر آبی چشم، نارسیسی رنگ پریده با شکوه خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Full mouth, high neck, blue-eyed flower girl, his slender pale narcissus.
[ترجمه ترگمان]دهان پر، گردن بلند، گل آبی چشم، narcissus زرد رنگ
[ترجمه گوگل]دهان کامل، گردن بالا، گل دختر آبی چشم، نارسیسی رنگ پریده با شکوه خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Then the flower girl and ring bearer came down the aisle.
[ترجمه ترگمان]سپس دختر گلی که حامل حلقه بود از راهرو پایین آمد
[ترجمه گوگل]سپس دختر گل و حامل حلقه پایین رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The flower girl sold alongside the road, but no one bought her flowers.
[ترجمه ترگمان]دختر گلی در کنار جاده به فروش رفت، اما هیچ کس گل ها را خرید
[ترجمه گوگل]دختر گل در کنار جاده فروخته شد، اما هیچ کس گل های او را نخرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Nearby a flower girl is also sheltering from the rain.
[ترجمه ترگمان]در نزدیکی یک دختر گل هم از باران پناه گرفته
[ترجمه گوگل]نزدیک یک دختر گل نیز از باران پناه می برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The flower girl enters in state.
[ترجمه ترگمان]دختر گل وارد ایالت می شود
[ترجمه گوگل]دختر گل وارد دولت می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. She was Liza Doolittle, a flower girl, using awful language and wearing an apron.
[ترجمه ترگمان]او لیزا Doolittle، یک دختر گل با استفاده از زبان وحشتناک و پوشیدن لباس بود
[ترجمه گوگل]او لیزا دانیتل، یک دختر گل، با استفاده از زبان افتضاح و پوشیدن یک پیشرو بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Suffering frost, Mandy, the poor flower girl died on the eve of Christmas.
[ترجمه ترگمان]مندی از سرما رنج می برد دختر بیچاره در عید کریسمس مرد
[ترجمه گوگل]یخ زده، مندی، دختر گل ضعیف در آستانه کریسمس فوت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. They crowded around the flower girl.
[ترجمه ترگمان]دور دختر گل جمع شدند
[ترجمه گوگل]آنها در اطراف گل دختر شلوغ شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The bride's mother, flower girl daughter, and son Benjamin, and Nicolas'son Weston were all present.
[ترجمه ترگمان]مادر عروس، دختر دختر، و پسرش بنجامین و نیکولا پسر وستن همگی حضور داشتند
[ترجمه گوگل]مادر عروس، دختر گل دختر، و پسر بنیامین و نیکولاسون وستون هم حضور داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The Flower Girl – The flower girl is usually a young child.
[ترجمه ترگمان]دختر گل - دختر گل معمولا یک کودک خردسال است
[ترجمه گوگل]Flower Girl - دختر گل معمولا یک کودک جوان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Whose who tend to choose white flower girl dresses think that white is a basic color for bridal dresses In reality, you do not must just decide on white for outfits of your little kids.
[ترجمه ترگمان]کسی که دوست دارد لباس های دخترانه سفید را انتخاب کند فکر می کند که سفید یک رنگ اساسی برای لباس های عروسی در واقعیت است، شما نباید فقط در مورد لباس سفید برای لباس های کودکان خود تصمیم بگیرید
[ترجمه گوگل]کسانی که تمایل دارند لباس های دختر گل دختر را انتخاب کنند فکر می کنند که سفید یک رنگ پایه برای لباس های عروس است در واقع شما فقط باید لباس های بچه های کوچک خود را انتخاب کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I saw a flower girl. I saw a flowery girl.
[ترجمه ترگمان] من یه دختر گل دیدم من یک دختر گل دار دیدم
[ترجمه گوگل]من یک دختر گل رو دیدم من یک دختر گلدار را دیدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• young girl that carries flowers in a wedding; girl who sells flowers

ارتباط محتوایی

معانی متفرقه( دختر یا زن ) گل فروش ( کنار خیابان یا دور ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a young girl who carries bridal flowers in a wedding procession.جمله های نمونه1. When the new sighted flower girl sees not a handsome, well groomed, six foot Adonis her eyes rev ...انگلیسی به انگلیسیyoung girl that carries flowers in a wedding; girl who sells flowers
معنی flower girl، مفهوم flower girl، تعریف flower girl، معرفی flower girl، flower girl چیست، flower girl یعنی چی، flower girl یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف f، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف f، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف f
کلمه بعدی: flower head
اشتباه تایپی: بمخصثق لهقم
آوا: /فلاور گرل/
عکس flower girl : در گوگل
معنی flower girl

پیشنهاد کاربران

دختری که در عروسی روی زمین گلبرگ های گل می ریزد.
A little girl who walkes Down the aisle and throw flowers in weddings
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما