float up

پیشنهاد کاربران

to drift as if on the surface of something; to drift along through the air
شناور شدن، معلق شدن، به پرواز درآمدن، بر بال چیزی سوار شدن

The little tufts of dandelion seeds floated upon the breeze.
گلهای قاصدک سوار بر بال نسیم به پرواز درآمدند.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما