flip over
تخصصی
پیشنهاد کاربران
وارونه کردن، واژگون کردن
وارونه کردن
**Flip over** به معنای **برگشتن** یا **وارد کردن** است، اما در بسته به زمینه استفاده می تواند معانی مختلفی داشته باشد:
1. **حرکتی فیزیکی:**
- **Flip over** می تواند به یک حرکت فیزیکی اشاره داشته باشد، مانند برگشتن یک شیء یا شخص به طور ناگهانی. برای مثال، "He flipped over the bike. "
... [مشاهده متن کامل]
2. **تغییر جهت:**
- این عبارت می تواند به تغییر جهت یا وضعیت اشاره داشته باشد. برای مثال، "The car flipped over on the highway. "
3. **در کامپیوتر و برنامه نویسی:**
- در برنامه نویسی، **flip over** ممکن است به تغییر وضعیت یک بیت یا یک متغیر اشاره داشته باشد. برای مثال، در یک برنامه، یک متغیر می تواند از حالت **true** به **false** یا برعکس تغییر کند.
4. **در زبان عامیانه:**
- **Flip over** گاهی به معنای **عصبانی شدن** یا **تحریک شدن** نیز استفاده می شود. برای مثال، "He flipped over when he heard the news. "
5. **در ورزش:**
- در برخی ورزش ها، **flip over** به یک حرکت خاص اشاره دارد که در آن ورزشکار به طور ناگهانی خود را می چرخاند. برای مثال، در ژیمناستیک یا اسکیت.
**ترجمه به فارسی:**
- برگشتن
- وارونه شدن
- تغییر جهت
- عصبانی شدن
**استفاده در جمله:**
- این عبارت را می توان در موقعیت هایی استفاده کرد که می خواهید یک تغییر ناگهانی یا یک حرکت فیزیکی را توصیف کنید.
1. **حرکتی فیزیکی:**
- **Flip over** می تواند به یک حرکت فیزیکی اشاره داشته باشد، مانند برگشتن یک شیء یا شخص به طور ناگهانی. برای مثال، "He flipped over the bike. "
... [مشاهده متن کامل]
2. **تغییر جهت:**
- این عبارت می تواند به تغییر جهت یا وضعیت اشاره داشته باشد. برای مثال، "The car flipped over on the highway. "
3. **در کامپیوتر و برنامه نویسی:**
- در برنامه نویسی، **flip over** ممکن است به تغییر وضعیت یک بیت یا یک متغیر اشاره داشته باشد. برای مثال، در یک برنامه، یک متغیر می تواند از حالت **true** به **false** یا برعکس تغییر کند.
4. **در زبان عامیانه:**
- **Flip over** گاهی به معنای **عصبانی شدن** یا **تحریک شدن** نیز استفاده می شود. برای مثال، "He flipped over when he heard the news. "
5. **در ورزش:**
- در برخی ورزش ها، **flip over** به یک حرکت خاص اشاره دارد که در آن ورزشکار به طور ناگهانی خود را می چرخاند. برای مثال، در ژیمناستیک یا اسکیت.
**ترجمه به فارسی:**
- برگشتن
- وارونه شدن
- تغییر جهت
- عصبانی شدن
**استفاده در جمله:**
- این عبارت را می توان در موقعیت هایی استفاده کرد که می خواهید یک تغییر ناگهانی یا یک حرکت فیزیکی را توصیف کنید.
✓✓چپ کردن
از کوره در رفتن
چپ کردن ( ماشین )
پشت و رو کردن
۱ - ( سریع ) برگرداندن
To turn over quickly
To turn upside down
Flipping over the pancack with a spatula
۲ - بسیار هیجان زده شدن
To become very excited
The car then flipped over and caught fire.
۲ - بسیار هیجان زده شدن
در آشپزی برگرداندن غذا مثل کوکو
وازگون شدن